فرهنگ فشرده جامعه شناسی
Concise Dictionary of Sociology
نویسنده: ریچارد شفر
مترجم: حسین شیران
دو زبانه / همراه با تلفظ واژه ها Bilingual / with pronunciation

|
علوم اجتماعی اين وبلاگ حاوي مقالات و مطالبي در حوزه جامعه شناسی و علوم اجتماعي مي باشد
|
||||
|
|
فرهنگ فشرده جامعه شناسی Concise Dictionary of Sociology مترجم: حسین شیران دو زبانه / همراه با تلفظ واژه ها Bilingual / with pronunciation
نوشته شده در تاريخ 92/02/27
توسط علی بیرانوند
نوشته شده در تاريخ 91/11/19
توسط علی بیرانوند
حمیدرضا حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش:
۱.واکنش حاجی بابایی به مرگ 26 دانش آموز: بروید از مسوولانش بپرسید! ۲.واکنش حاجی بابایی به کشته و مجروح شدن چندین دانش آموزان در آتش سوزی: متأسفانه آن آقا [معلم]دانشآموزان را به بیرون از کلاس نفرستاده چرا که تصور میکرده با بیرون بردن بخاری مشکل حل میشود. اگر دانشآموزان به بیرون از کلاس فرستاده میشدند قطعاً این مشکل پیش نمیآمد. ۳.حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش خطاب به دانش آموزانی که در هوای سرد حیاط مدرسه برای شرکت در مراسم هوای پاک ایستاده بودند، گفت: مواظب باشید پایتان لیز نخورد یا دچار سرماخوردگی نشوید، چرا که اینجا هر اتفاقی که برای شما بیافتد، یقه ما را میگیرند. ۴.حاجیبابایی در ادامه گفت: از الان تا قیامت بابت هر اتفاقی که در آموزش و پرورش میافتد عذرخواهی میکنم. هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا: مسئولیت آنچه که در لیبی رخ داد است (کشته شدن سفیر و چند آمریکایی دیگر ) را می پذیرم.
به نظر شما فرق بین هیلاری کلینتون و حاجی بابایی چیست؟ نوشته شده در تاريخ 91/11/06
توسط علی بیرانوند
دعا کن گندمت آرد شود! زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آسیابان گندم او را در کنار سایر کیسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند. لالایی
زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیرمرد برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل می کند ضبط صوتی را آماده کرد و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط کرد. منبع: داستانک نوشته شده در تاريخ 91/10/23
توسط علی بیرانوند
مقاله بازار تن فروشی خیابانی زنان در کلانشهر تهران پژوهشگران :سعید مدنی قهفرخی، فریبرز رئیس دانا، پیام روشنفکر شناخت کامل بازار فعالیتهای غیرقانونی از جمله تنفروشی دشوار و در مواردی ناممکن است. در عین حال، بدون شناخت ویژگیهای بازار پدیدهای مثل تنفروشی نمیتوان سیاستهای مداخلهای برای پیشگیری، کنترل، یا کاهش آن را طراحی کرد. جامعة آماری پژوهش زنانی هستند که در مناطق 22گانة شهر تهران تنفروشی میکردند. یافتههای پژوهش نشان میدهد در بازار تنفروشی تقریباً مثل هر بازار دیگری قواعد عرضه و تقاضا تأثیرگذار و تعیینکنندة بسیاری از عواملاند، اگرچه توضیحدهندة اصلیترین علتها و آثار نیستند. بررسی اجزای درآمد و نوبتهای کار روسپیان نشان داد عواملی مثل 1. هزینهها 2. سن فعلی 3. محل جلب مشتری 4. نرخ هرنوبت رابطة جنسی (عادی) 5. شمار مشتریان و 6. تجربه بر درآمد حاصل از تنفروشی آثار معناداری دارند.
یافتهها نشان میدهد الگوی غالب فعالیت روسپیگری خیابانی در ایران، کار فردی است و به معنای اقتصادی "بازار" روسپیگری در این بخش کاملاً شکل نگرفته است. پایینبودن نرخ رشد درآمدها به نسبت تورم، عدم توسعه و سازماندهی و تنوعبخشی به فعالیتها، پایینبودن قاچاق انسان (زنان خارجی) برای روسپیگری به ایران و عدم امکان و اطمینان سرمایهگذاری مانع شکلگیری بازار تنفروشی مشابه دیگر کشورها شده است. سن ورود به روسپیگری در ایران بین 16 تا 22 سال و بالاتر از معیار جهانی است. همچنین بررسی برخی عوامل بازار از جمله توزیع مکانی و زمانی فعالیت، تعداد متقاضیان، درآمد و هزینهها و دیگر موارد و مقایسة آنها با یافتههای مطالعات جهانی نشان میدهند که به لحاظ جغرافیایی بازار روسپیگری در شهر تهران در محلهای فعالیت تقریباً متمرکز و در مسیر خیابانهای اصلی شهر است و از این لحاظ با الگوهای جهانی مشابهت دارد. روزهای پرکار هفته در ایران هم مثل بیشتر تحقیقات مشابه در دیگر کشورها، روزهای پایانی هفته عنوان شده است. اما میزان تقاضا، درآمدها و هزینهها الگوی متفاوتی دارند. یافتههای این تحقیق بر فقرزدایی، بهعنوان راهبردی پایدار در کنترل آسیبهای اجتماعی و از جمله روسپیگری، تأکید دارد و غفلت از آن را تهدیدی برای شکلگیری و توسعة بازارهای غیرقانونی میداند.
برای دسترسی به متن کامل مقاله کلیک کنید
مقالات مرتبط مقاله اول: ویژگی های مشتریان تن فروشی از دیدگاه زنان تن فروش خیابانی شهر تهران مقاله دوم: روسپیان خیابانی مقاله سوم:توصیف و تحلیل ویژگی هاي جامعه شناختی و روان شناختی دختران و زنان روسپی مفاله چهارم:بررسی عوامل موثر بر پدیده روسپیگری مقاله پنجم:تأثير عوامل اقتصادي بر گرايش به ناهنجاري اجتماعي(روسپیگری) مقاله ششم:بررسی وضعیت اقتصادی،اجتماعی و خانوادگی زنان روسپی شهر تهران مقاله هفتم:سیاست های کیفری ایران در مورد روسپیگری نوشته شده در تاريخ 91/10/09
توسط علی بیرانوند
نظریه قشربندی اجتماعی مروری بر آراء جامعه شناسان کلاسیک ومدرن نویسنده:علی بیرانوند- کارشناس ارشد جامعه شناسی تقریبا در همه اجتماعات انسانی پدیده هایی چون طبقه ،نابرابری اجتماعی ،تفکیک اجتماعی وسلسله مراتب گروهها وتجمعات انسانی به چشم می خورد.جامعه شناسان این موضوعات را در قالب مفهوم قشربندی اجتماعی مورد مطالعه قرار داده وبه تحلیل وتبیین آن پرداخته اند.سه رویکردمتفاوت پیرامون قشربندی اجتماعی مطرح گردیده است.رویکرد کارکردگرایانه که ازحیث تاریخی اساساً از نظریه های بیولوژیکی گرفته شده است قشربندی اجتماعی را دارای ضرورت کارکردی دانسته و وجود آن را برای پاسخ به نیازهای اجتماعی انسان وایجاد تعادل وبقای نظام اجتماعی ضروری وحتمی می داند.در رویکرد دوم تضادگرایان معتقدند نابرابری اجتماعی وبه تبع قشربندی به کارکرد ذاتی جامعه ارتباطی نداردو وجود آن ناشی از تضاد منافع فردی وگروهی است.از این دیدگاه به دلیل همین منافع متفاوت، کشمکش وستیز طبقاتی اجتناب ناپذیر است.در رویکرد سوم تلفیق گرایان با اشاره به اینکه کشمکش و توافق دوبعدضروری نظام اجتماعی هستند می گویند هرکدام از دو رویکرد کارکردگرایی وتضادگرایی تنها بخشی از واقعیت را تبیین می کنند.آنان می کوشندبا تلفیق وترکیب برخی از وجوه این دو نظریه و توجه همزمان به ساختار وکنش درچارچوب نظام اجتماعی ،نظریه جدیدی ارائه کنند. بی تردید دو مفهوم نابرابری و قشربندی اجتماعی مفاهیمی انفکاک ناپذیرند.از آنجا که قشربندی اجتماعی مبتنی بر نابرابری های اجتماعی است در این مقاله ابتدا برخی از نظریه های نابرابری اجتماعی وبنیان ها وعوامل موثر در پیدایش ، تداوم وتقویت آن را بررسی و سپس به بحث اصلی باز خواهیم گشت. نابرابری اجتماعی اگرچه در اینکه نابرابری به موضوعهایی همچون شکاف بین پولدارها و فقرا یا تفاوت میان فرادستان[1] و فرودستان[2] توجه دارد، توافق نظر وجود دارد، با این حال نابرابری اجتماعی به طورکلی تر به تفاوت هایی میان افراد اشاره می کند، که بر نحوه ی زندگی آنها ، خاصه بر حقوق [3] ، فرصت ها [4] ، پاداشها[5] و امتیازاتی [6] که از آن برخوردارند، تأثیر دارد. مهمترین تفاوت ها ، تفاوت هایی هستند که به معنای اجتماعی کلمه، ساختاری شده اند، تفاوت هایی که جزء لاینفک کنش متقابل[7] و مستمر افراد هستند.(گرب ، 1373 :10). نابرابری اجتماعی وضعیتی است که در چارچوب آن ، انسان ها دسترسی نابرابری به منافع با ارزش ، خدمات و موقعیت های جامعه دارند. (لهسایی زاده، 1377 :6).در منابع جدید ، نابرابری اجتماعی چنین تعریف شده است: وجود تفاوت های دائمی و منظم در قدرت خرید کالاها، خدمات و امتیازات میان گروههای معینی از مردم که شاخص آن نابرابری در دادن پاداش به کار است.(ملک، 1382: 103).جامعه شناسان در اینکه نابرابری بر چه موضوعاتی دلالت دارد با یکدیگر همداستانند اما در این که زمینه های حقوقی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی آن دقیقاً بر چه خصوصیاتی دلالت دارد اتفاق نظر وجود ندارد و این بیشتر ناشی از این واقعیت است که تفاوت های موجد نابرابری اساساً دارای تعیین «تاریخی- مکانی » و «قومی – فرهنگی » هستند.(زاهدی ، 1382 :39). دنباله مقاله را در ادامه مطلب بخوانید برچسبها: قشربندی اجتماعی, نابرابری اجتماعی ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ 91/08/02
توسط علی بیرانوند
نویسنده :علی گودرزیان
اشتباهات کوچک، فاجعههای بزرگ هشدار میدهیم! که اندیشورانه این طرح به اصطلاح «تحول بنیادین» را پیگیری نمایند؛ چراکه از نمادها و نشانهها پیداست که «در جبین این کشتی نور رستگاری نیست!»
دنباله مقاله را در ادامه مطلب بخوانید برچسبها: آموزش وپرورش ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ 91/07/26
توسط علی بیرانوند
نوشته شده در تاريخ 91/07/14
توسط علی بیرانوند
پايگاه اقتصادي- اجتماعي و نگرش به مشاركت سياسي: مطالعه موردي: شهر خرم آباد منبع: مجله جامعه شناسي ایران، فصلنامه داراي رتبه علمي - پژوهشي (علوم انساني) سال يازدهم، شماره 2 (پياپي 30)، تابستان 1389 صص 51-73 مشاركت شرايطي را فراهم مي كند كه در آن همه شهروندان صرف نظر از تعلقات قوم مدارانه و يا علايق و اعتقادات شخصي شان متناسب با سطح مهارت و توانمندي هاي ذهني در تمام پديده هاي اجتماعي تاثيرگذار باشند. يكي از جنبه هاي مهم مشاركت، مشاركت سياسي است. نوشته شده در تاريخ 91/06/28
توسط علی بیرانوند
![]() نوشته شده در تاريخ 91/04/01
توسط علی بیرانوند
نوشته شده در تاريخ 91/03/04
توسط علی بیرانوند
نوشته شده در تاريخ 91/03/04
توسط علی بیرانوند
پرویز پیران: جامعه شناسی ایران در درک و عملیاتی کردن دیالکتیک عام و خاص ناتوان بوده استجامعه شناسی ایران در درک و عملیاتی کردن دیالکتیک عام و خاص ناتوان بوده است
دکتر پیران در سال ۱۳۴۹ تحصیل در رشته جامعهشناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ملی (شهید بهشتی بعدی) را آغاز میکند و در سال ۱۳۵۳ هم فارغ التحصیل میشود. وی برای ادامه تحصیل به خارج از کشور می رود و در دانشگاه مورهدایالات متحده تحصیل می کند و با پروفسور پلی فورپ استاد معروف جرمشناسی آمریکا به همکاری می پردازد. همزمان با تحولات انقلاب ایران به وطن بازمی گردد. به تدریس در دانشگاه علامه طباطبایی و دانشکدههای هنرهای زیبای دانشگاه تهران و دانشکده علوم زمین و نیز معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی می پردازد. تألیف ۳ کتاب به زبان انگلیسی که توسط سازمان ملل متحد چاپ شده را در کارنامه کاری خود ثبت می کند. تاکنون از ایشان حدود ۵۰ مقاله به زبان فارسی و ۱۰مقاله به زبان انگلیسی به چاپ رسیده است.وی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، مشاور ارشد سازمان ملل متحداز سال ۱۹۹۹ تاکنون، عضو هیأت علمی آکادمی سوئیس برای توسعه از سال ۲۰۰۳ تاکنون، عضو هیأت مشاوران علمی فصلنامه «کودکان، جوانان و محیط زیست»دانشگاه کلرادوایالات متحده آمریکاو عضو هیأت مشاوران بسیاری از مجلات داخلی همچون "رفاه اجتماعی معماری و فرهنگ" بوده است.متن زیر حاصل گفتگوی مکتوب ما با دکتر پیران است.
1- شما برای آسیب چه تعریفی ارائه می کنید و به نظرتان آسیب های اجتماعی چه مواردی را شامل می شوند؟
آسیب اجتماعی به رفتارهایی گفته میشود که در کلی ترین معنا، هنجارهای اجتماعی را نقض می نماید. بدین دلیل فصل مشترک تمامی اینگونه رفتارها ناخوشایندی عام نزد افراد جامعهای مفروض و در مورد آسیبهای اجتماعی مشترک ناخوشایندی جهانی در اکثریت افراد اکثریت جوامع است. حال چنانچه جامعهای خاص برای آسیبهای اجتماعی معینی تنبیه یا قانونی وضع کرده باشد؛ آسیب اجتماعی، جرم نیز تلقی می شود.پس علاوه بر نقض هنجارهای مورد توافق جامعه ممکن است برخی از آسیبها جرم یا نقض قوانین آن جامعه مفروض نیز باشند. بدیهی است که بسیاری بنیاد هنجارسازی جامعه را می توانند مورد پرسش قرار دهند، مثلاً قدرت، سنت و نظایر آنها در شکل دهی به هنجارها نقش دارند. در مواردی برخی از هنجارها نظم موجود که میتواند غیرعادلانه نیز باشد را تثبیت کرده، تداوم می بخشند. به همین دلیل عمل انقلابی ممکن است تا مدتها کجروی تلقی شود.
2- وضعیت آسیبهای اجتماعی در ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟اصولاً معتقد به وجود آسیب های چند لایه هستید یا خیر؟
آسیبهای اجتماعی به دلیل صدمهای که به وجدان جمعی وارد میآورند، توجه عمومی را برمی انگیزانند. لذا جنبه بزرگنمایی آنها را نیز نباید از یاد برد.لیکن در حال حاضر به دلیل بحران اقتصادی، جابجایی جمعیتشناختی صورت گرفته در بیست و یا ده سال گذشته و به دلیل جوانی جمعیت که معمولاً دورانی بحرانی و در حال گذار تلقی می شود، اعتقاد نگارنده برای نزدیک شدن برخی آسیبها به بحران می باشد. البته بحران، شرایطی ارزش محور است و لذا مشروط کنندههای بسیاری با آن درگیر و همراهاند. معمولاً افزایش مداوم نرخ آسیبهای اجتماعی و مقایسه این نرخ با دورههای زمانی قبلی مهمترین ملاک جدی شدن آسیبهای اجتماعی از یکسو و شدت صدمه برخی آسیبها به وجدان جمعی از سوی دیگر موضوع بحرانی بودن یا نبودن را مطرح می کند. اگر منظوراز آسیبهای چند لایه رابطه علت و معلولی همزمان بین آسیبهاست(مثلاً: اعتیاد، دزدی، طلاق و شیوع آسیب) بله، من معتقد هستم. ولی در مرحله اول باید منظور از لایه تعریف شود چون حداقل سه برداشت از چند لایه وجود دارد که یکی همان رابطه علی و دیگری مسأله در کنشهای زنجیرهای است.
3- آیا جامعه شناسی ایران را در تعریف و یا رویکرد به آسیبهای اجتماعی موفق ارزیابی می کنید ؟ اگر نه مشکل را در کجا می دانید ؟
خیر. مهمترین دلیل از سوی جامعه شناسی، ناتوانی این رشته در درک و عملیاتی کردن دیالکتیک عام و خاص می باشد.یعنی مرور منابع جهانی- بررسی شرایط تاریخی و اکنونی خاص و سپس معرفی روایتهای این مکانی که مبنای شناخت و سپس برنامهریزی و اجراست. از سوی شرایط جامعهای قطع ارتباط تصمیم گیری مدیریت و دانش اجتماعی است. این ناتوانی در بسیاری از زمینه ها مشهود است که مهمترین اثر مخرب آن کاهش سطح دانشی رشته جامعه شناسی و رشته های مشابه است.
1- آیا دولت و یا حکومت در فهم مشکلات و مسائل اجتماعی موفق بوده است؟ آیا اهمیت وضعیت آنومیک و یا ساختارهای آسیبزا را درک میکند ؟
به هیچ وجه، زیرا دولت از وجود افراد توانمند واجد صلاحیت رنج می برد و متولیان سازمانهای مسئول مسائل اجتماعی قادر به درک عمق، گستره و آثار منفی آسیب نیستند.
2- تحلیل نهایی شما از آسیب های اجتماعی ایران و راهکارها جهت کنترل و یا کاهش آسیب ها چیست ؟
به نظر من: 1- با توجه به مشکلاتی که سرمایه اجتماعی عام و در اثر آن قدرت گرفتن سرمایه اجتماعی گروهی و قومی و خاص که به زیانهای سرمایه اجتماعی معروف است، 2) گستردگی و تنوع آسیبها 3) تحولات سرزمینی و به ویژه تمرکز بسیار جدی جمعیت بر فضای جغرافیایی«25% جمعیت در محوری کمتر از صد کیلومتر» و 4) و 5) و 6)...، تنها راه، پذیرش حق شهروندی افراد به طور واقعی و لذا شکل دهی به جنبشهای اجتماعی مشارکت محور درون سیستمی برای جلوگیری از پیدایش آسیبها و حداقل تخفیف آنها از طریق عمل هماهنگ جمعی است.
تا چه پیش آید...
نوشته شده در تاريخ 91/02/25
توسط علی بیرانوند
ويژگيهاي مقدمه در مقدمه پس از عنوان كردن كليات موضوع مورد بحث، ابتدا خلاصهاي از تاريخچة موضوع و كارهاي انجام شده به همراه ويژگيهاي آن كارها بيان ميشود. در ادامه، تلاشي كه درمقاله و درتبيين كار انجام شده براي رفع كاستيهاي موجود، گشودن گره ها يا حركت به سمت يافتههاي نو صورت گرفته است در يك يا دو پاراگراف توضيح داده ميشود. برای دیدن دنباله متن بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ 89/02/10
توسط علی بیرانوند
دراین بخش سعی خواهم نمود برخی از مقالات مفید ومرتبط با موضوع وبلاگ را معرفی کنم:
|
|||
![]() |
به عقيده نوربرت الياس حتي در ابتدايي ترين و مقدماتي ترين وجوه هستي انساني هيچ چيز و هيچ وجهي را نبايد «معلوم» و «ثابت و لايتغير» فرض كرد بلكه همگي را بايد بخشي از مجموعه «فرآيند»هاي درازمدت به شمار آورد. فرآيند، روابط و تركيب درگيري هاي ذهني الياس و كانون توجه اوست. او به طور فزاينده يي از تضاد بين ديدگاه هاي «زيستي و اجتماعي»، «عامليت و ساختار» و «فرد و جامعه» ناخرسند بود. مقاله حاضر در تلاش است ضمن بررسي و تحليل جامعه شناختي فرآيند متمدن شدن، گامي در جهت رشد و توسعه نظريه جامعه شناختي تشكيل دولت بردارد.
جامعه شناسي فرآيندی
الياس تحليل بديعي از اشكال كنش متقابل اجتماعي ارائه مي دهد(وان كريكن، 2002: 3) كه ويژگي هاي جامعه شناسي فرآيندي او را مي توان برشمرد.
نخست اينكه انسان ها حاصل يك كنش به هم پيوسته اند. برآيند تركيب كنش هاي انساني وابسته به شبكه هاي روابط اجتماعي متفاوتي است كه از روابط آنها شكل مي گيرد و قابل تقليل به كنش هاي فردي نيست. اين شبكه هاي روابط اجتماعي مدام در حال تغييرند. (لايال و كويلي 2004: 5)
دوم اين است كه انسان ها تنها از طريق وابستگي هاي متقابل خود با ديگران به عنوان بخشي از شبكه هاي روابط اجتماعي قابل شناخت هستند. الياس معتقد است ما ذاتاً اجتماعي هستيم و تنها از طريق روابط خود با ديگران موجوديت مي يابيم و «طبيعت ثانوي» خود را گسترش مي دهيم. يك اصل مكمل مهم در اينجا اين است كه مطالعه فرآيند توسعه و تحول اجتماعي كه الياس آن را «تكوين اجتماعي» مي نامد ضرورتاً با تحليل «تكوين رواني» يعني فرآيند توسعه روانشناختي و تحول و تغيير در ساختار شخصيتي كه مبنا و همگام تغييرات اجتماعي است مرتبط است. سوم اين است كه زندگي اجتماعي انسان ها از طريق بررسي دوره هاي ارتباطي آنها و نه دوره هاي دولت ها فهم و درك مي شود. براي مثال الياس معتقد است به جاي تلقي قدرت به عنوان چيزي يا عاملي كه اشخاص، گروه ها يا نهادها در مراتب بالايا پايين در اختيار دارند بايد به دوره ها و دايره هاي روابط مربوط به قدرت با تغييرات مداوم «تعادل ها»ي قدرت ميان افراد و واحدهاي اجتماعي بينديشيم. چهارم اينكه جامعه هاي انساني تنها بايد از طريق تلقي آنها به عنوان تركيب هايي از فرآيندهاي درازمدت تغيير و توسعه درك و فهم شوند. او در اين زمينه از «عقب نشيني جامعه شناسان به محدوده زمان حاضر» سخن مي گويد. جامعه شناسي الياس به رغم انكار او قبل از هر چيز يك جامعه شناسي تاريخي است. او معتقد است كه جامعه شناسي بايد از جنبه تاريخي مورد توجه قرار گيرد. (مجدالدين 1383: 148-131) پنجم اينكه رشد و توسعه دانش انساني (دانش جامعه شناختي) در درون چنين فرآيندي رخ مي دهد. جامعه شناسي فرآيندي الياس پيوند نزديكي با جامعه شناسي دانش(معرفت) دارد. (لايال و كويلي 2004: 5) بايد توجه داشت كه هيچ يك از اين مفاهيم و نكات در انحصار الياس نبوده اند و مي توان آنها را در آثار ساير جامعه شناسان نيز يافت. اما چيزي كه رهيافت او را چنين مستحكم ساخته تركيب و سنتزي است از آنچه به طور پراكنده در رهيافت هاي مختلف ساخت گرايي، كنش متقابل نمادين، تضاد، جامعه شناسي تاريخي و نظريه هاي مربوط به دولت و شكل گيري آن وجود داشته است. نكته مهم ديگر آنكه همه اين اصول و خطوط بحث و استدلال در آثار الياس را بايد در ارتباط با يكديگر و در يك مجموعه در نظر گرفت كه فهم و درك هر يك از آنها بدون توجه به بافت ارتباطي كه آن را با اصول و نكات ديگر متصل مي سازد بسيار دشوار است. (مجدالدين 1383: 148-131)
برای دیدن دنباله مقاله بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
همچنین ببینید نوربرت الياس و فرايند متمدن شدن از دکتر یوسفعلی اباذری
نویسنده:علی بیرانوند
دورکیم اعتقاد دارد که مناسک دینی همبستگی و انسجام اجتماعی را ایجاد و حفظ می کند. وی می گوید این اهمیت ندارد که اعضای گروه برای چه کاری گرد هم می آیند ، مهم این است که آنها گرد هم می آیند و کاری را به گونۀ دسته جمعی انجام می دهند. به عبارت بهتر امر اساسی این است که انسان ها گرد هم می آیند ، احساسات مشترکی را تجربه می کنند و به گونۀ یک کنش جمعی آن را بیان می کنند. بنابر آنچه که دورکیم می گوید مهم کنش جمعی است مهم نیست به چه منظوری.
بنابراین دورکیم کارکرد مناسک دینی را در قالب کنش جمعی و نتیجتاً همبستگی و انسجام اجتماعی تبیین می کند. بر این منوال شاید بتوان صور دیگر پدیده های اجتماعی را که منجر به کنش جمعی می شوند عامل انسجام اجتماعی تلقی کرد.
جشن های دسته جمعی را می توان یکی از موارد مهم، از این نوع دانست . جشن ها معمولاً به صورت گروهی برگزار می شوند. تعدادی از افراد گرد هم آمده و با تمسک به یک موضوع خاص به تبادل احساسات و عواطف نسبت به هم می پردازند . این گونه جشن ها برای خود قاعده مندی ها و روش های خاص دارند. از این نظر بین جشن های دسته جمعی و مناسک دینی یک نوع همانندی وجود دارد. بدین معنی که در هر دو پدیده ، عنصر قاعده مندی و روش مندی وجود داشته و برگزاری آن فاقد نظم و مقررات خاص نیست. اما جشن های گروهی بر خلاف مناسک دینی که از تقدس برخوردار بوده و کمتر تغییر پذیرند ، آسانتر با شرایط ، مقتضیات و نیازهای زندگی بشری سازگار می گردند. از سویی برگزاری جشن های دسته جمعی ضمن اینکه منجر به کنش جمعی می شوند از لحاظ روحی و روانی ، شادابی ، کاهش تنش های عاطفی ، رفع تیره گیهای روابط بین افراد و کاهش کشمکش های اجتماعی را به همراه دارد.
جشن های دسته جمعی معمولاً طبقات رایج اجتماعی را که باعث تقسیم بندی اعضای جامعه و ایجاد خط کشی های سفت و سخت می شوند تضعیف و به طریق اولی حذف می کنند. مناصب ، مقام ها ، موقعیت ها و پایگاه های اجتماعی حین برگزاری جشن ها عامل اساسی به شمار نمی روند.
بنابراین می توان گفت که برگزاری جشن ها همانند مناسک دینی از جمله عوامل ایجاد همبستگی ، انسجام و وفاق اجتماعی هستند. مضافاً اینکه در جشن ها تنوع بیشتری به چشم می خورد .
با این وصف جشن های گروهی در خدمت حفظ منافع جمعی است چرا که همبستگی اجتماعی را تضمین کرده و سلامت روحی و روانی اجتماع را به ارمغان می آورد.
به هر حال ایجاد و حفظ همبستگی اجتماعی برای ادامۀ حیات مفید و ثمر بخش جوامع، بسیار مهم و تعیین کننده است. جشن های گروهی ابزار مناسبی برای ایجاد چنین همبستگی اجتماعی به شمار می روند چه معمولاً برگزاری جشن ها با هر عنوان و علتی که باشد مورد استقبال عموم مردم قرار می گیرد.
چیزی که شادابی و نشاط و همبستگی و انسجام اجتماعی را همزمان به وجود می آورد شایسته آن است که بیشتر از آنچه امروز هست مورد عنایت قرار گیرد.
جشن های دسته جمعی کارکردی این چنینی دارند بنابراین ایجاد شور و نشاط بین افراد جامعه و نتیجتاً دستیابی به یکپارچگی اجتماعی در گرو توجه ویژه به آن است.
رابطه اعتماد اجتماعی و رواج صورتکهای اجتماعی
نویسنده: علی بیرانوند
راب استونز در کتاب خود تحت عنوان متفکران بزرگ جامعه شناسی در پاسخ به این سوال که طرح کلی دیدگاه جامعه شناختی گافمن دربارۀ «خود » چیست ؟ می گوید : به نظر من او سه مدل ارائه می کند که اولی شامل مدلهای بعدی نیز می شود.
اولین مدل مورد نظر وی (آنچه منینگ آن را مدل دو -خویشیTwo-selves می خواند ) در معرفی خود در زندگی روزمره مطرح می گردد. گافمن در این مدل «خود را به عنوان ترکیبی از دو موجودیت قابل تفکیک – شخصیت (performer )و بازیگر( Self-as-performer)- تشکیل یافته و نیز به عنوان موجودیت یکپارچه خود در حکم بازیگر شخصیت توصیف می کند. اصلی ترین مسئله مورد توجه گافمن سازماندهی و مدیریت نقش ها (یا شخصیت ها ) است که بر عهده خود به عنوان یک بازیگر قرار دارد.
دومین مدل مطرح شده توسط گافمن در کتاب تیمارستان دیده می شود . وی می گوید خود صرفاً از میان تعاملات فرد با دیگران به وجود نمی آید بلکه از درون ترتیباتی که در درون سازمان برای اعضاء در نظر گرفته شده شکل می گیرد. در اینجا به خود به عنوان محصول مجموعه ای از شرایط اجتماعی- بخصوص سازمانی نگریسته می شود .
سومین و آخرین مدل در پی توصیف خود به عنوان واقعیت و جوهری متفاوت نیست بلکه به دنبال مطرح کردن مفهومی از خود به عنوان فرآیند اجتماعی است. در این مدل خود موجودیتی نیست که در پس رویدادها و پیشامدها حالتی نیمه پنهان داشته باشد بلکه شکلی تغییر پذیر برای مدیریت فرد در جریان رویدادها است.(استونز 1383 ، 239 ).
گافمن چنین می پنداشت که افراد در هنگام کنش متقابل ، می کوشند جنبه ای از خود را نمایش دهند که مورد پذیرش دیگران باشد . . . وی می گوید از آنجا که بیشتر انسان ها می کوشند تا تصویری آرمانی از خودشان را در جلوی صحنه به نمایش بگذارند به ناگزیر احساس می کنند که ضمن اجرای نقش هایشان باید چیزهایی را پنهان نمایند. (ریتزر 1374 : ص 292 ).
تعامل های اجتماعی مبتنی بر چارچوب ها و ساختارهای تأیید شده اجتماعی اند که انسان ها آنها را به عنوان زیر بنای نظم اجتماعی پذیرفته اند. نظم اجتماعی تنها با رفتارها و عملکردهای خصوصی افراد شکل نمی گیرد بلکه از طریق تأمین انتظارات و خواسته های جامعه که عمدتاً شامل رفتارهای عمومیت یافته افراد بوده و حاصل آن حفظ تعادل اجتماعی است ، سر و کار دارد. بنابراین از آنجا که رفتارهای خصوصی افراد به صورت مستقیم نقش بزرگی در شکل گیری تعادل اجتماعی ندارد، پنهان بودنش زیانی به جامعه وارد نمی کند و حتی عیان کردن بسیاری از اعمالی که در حوزۀ خصوصی افراد جای می گیرند موجبات بی ثباتی و تغییرات بی رویه جامعه را فراهم می آورند . با این حال افراط در پنهان کاری و انکار هویت فردی در اجتماع نتایجی مصیبت بارتر به دنبال خواهد داشت.
رفع نیازهای جامعه در گرو وجود افراد متفاوت با توانایی ها و اندیشه های گوناگون و گاه متضاد است از این رو فشار برای ایجاد یکدستی اجتماعی و افراط در حفظ همرنگی و هم رأیی در زندگی اجتماعی موجب ظهور و تقویت رفتارهای غیر اخلاقی چون ریاکاری ، دورویی و دروغگویی می شود. در این حالت افراد صورتکهایی اجتماعی برای خود می سازند که صبحگاهان که از منزل خارج می شوند بر صورتشان می کشند تا چهره واقعی شان پنهان شود حال آنکه ممکن است از نظر اصول انسانی چنین صورتی هیچگونه ایرادی نداشته باشد.
صورتکهای اجتماعی به معنی تغییر رفتارهایی است که فرد هنگام ورود به محافل عمومی مانند محل کار از خود بروز می دهند تا بر خلاف اخلاقیات و اعتقادات واقعی خود از رفتارهایی که مورد قبول و حمایت نظام سیاسی حاکم است پیروی کرده باشند . چرا که در غیر این صورت ممکن است «خود» تحت فشارهای مستقیم یا غیر مستقیم قرار گرفته و در امور روزمره زندگی اش محدودیت و تنگناهایی به وجود آید. لذا پناه بردن به صورتکهای اجتماعی خوشایند ، نه از روی میل و رغبت بلکه تحت تأثیر فشارهای ساختار حاکم است .
آسیب شناسی مشارکت اجتماعی جوامع شهری ایران
نویسنده:علی بیرانوند
تعریف مشارکت
مشارکت در واقع نوعی رفتار اجتماعی ، مبتنی بر اعتقاد و منافع شخصی یا گروهی است. مشارکت عبارت است از میزان دخالت اعضای نظام در فرآیند تصمیم گیری. در حقیقت جوهر مشارکت ، منابع مشترک گروه در جامعه و منافع مشترک فرد درگروه است.(لهسایی زاده ، 1383).
مشارکت سهمی در چیزی داشتن و از آن سود بردن و یا در گروهی شرکت جستن و بنابراین با آن همکاری داشتن است. به همین جهت از دیدگاه جامعه شناسی باید بین مشارکت به عنوان حالت یا وضع (امر شرکت نمودن) و مشارکت به عنوان عمل و تعهد (عمل شرکت ) تمیز قایل شد. مشارکت در معنای اول از تعلق به گروهی خاص و داشتن سهمی در هستی آن خبر می دهد و در معنای دوم داشتن شرکتی فعالانه در گروه را می رساند و به فعالیت اجتماعی انجام شده نظر دارد. (بیرو ، 1370).
از دیدگاه جامعه شناسی ،مشارکت به معنای احساس تعلق به گروه و شرکت فعالانه و داوطلبانه در آن که به فعالیت اجتماعی منجر می گردد، حائز اهمیت است. از این نظر، مشارکت، فرآیند سازمان یافته ای است که فرد در آن به فعالیتی ارادی و داوطلبانه دست می زند (روزنامه همشهری:1386).مشارکت اجتماعی شرکت فعالانه در حیات سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی و به طور کلی تمامی ابعاد حیات می باشد. (ساروخانی ، 521). مشارکت اجتماعی به آن دسته از فعالیت های ارادی دلالت دارد که از طریق آن اعضاء یک جامعه در امور محله ،شهر و روستا به طور مستقیم یا غیر مستقیم در شکل دادن حیات اجتماعی مشارکت دارند . (محسنی تبریزی 1375).
مشارکت در همۀ زمینه های زندگی اعم از از سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی وجود دارد. نقطۀ عطف در مفهوم مشارکت در همۀ عرصه های فوق ارادی و داوطلبانه بودن آن است.
بنابراین می توان چنین تصور کرد که افراد انسانی برای رفع نیازمندی ها و کسب منافع شخصی و گروهی یا در چارچوب اعتقادات خود به صورت داوطلبانه اقدام به مشارکت می کنند.
دو بعد مشارکت را می توان چنین برشمرد:
۱-مشارکت به معنای شرکت در تصمیم گیری ، تصمیم سازی و نظارت اجتماعی. از این نظر مشارکت شامل تمام فعالیت ها می شود که مستقیم یا غیر مستقیم منجر به تصمیم گیری در امور مربوط به جامعه انسانی خواهد شد. چنین برداشتی از مشارکت ریشه در مفهوم شهروندی و دموکراسی حاکم بر یونان باستان دارد.
۲-مشارکت به معنای تشریک مساعی و فعالیت های دسته جمعی برای رفع نیازهای روزمره چون تأمین امنیت ، جمع آوری محصولات کشاورزی و . . .
از این منظر مشارکت سابقه ای طولانی دارد که عمر آن به اندازه عمر زندگی اجتماعی بشر است.
مشارکت اجتماعی عامل تقویت همبستگی در شبکه های اجتماعی است. حضور افراد در فعالیت ها و تصمیم گیری های اجتماعی در بلند مدت موجب تعمیق روابط بین اعضای جامعه ، افزایش احساس یگانگی ، سعۀ صدر و تسامح و تساهل گردیده و درنتیجه به توسعه نهادهای مدنی و دموکراتیک خواهد انجامید . تعصبات قومی و قبیله ای کاهش یافته و سنت های ریشه دار محلی به سوی عام نگری هدایت و در صورت لزوم به نفع هنجارهای دموکراتیک اصلاح خواهد شد. وانگهی می توان انتظار داشت که بسیاری از اموری که اکنون دولت متصدی انجام آن است در قالب فعالیت های اجتماعی توسط خود مردم اداره شده و در عمل هم حجم دولت کاهش یافته و هم افراد از طریق سامان دادن به این امور دین خود را به کلیت اجتماع ادا نمایند.
ازسویی میزان این مشارکتها بیانگر سطح توسعه یافتگی جامعه به حساب می آید . چرا که گستردگی، فراگیری و تنوع مشارکت اجتماعی جوامع در گرو بسط الگوهای تصمیم گیری ، نظارت و کنترل اجتماعی دموکراتیک و کثرت گرا است.بدیهی است در عرصه های غیر دموکراتیک که حاکمان حضور عامۀ مردم را در محافل تصمیم گیری و تصمیم سازی بر نمی تابندمشارکت اجتماعی مفهومی گنگ و مخدوش است . لذا توسعۀ سیاسی که مآلاً منجر به شایسته سالاری و حاکمیت مشروع می گردد زمینۀ مطلوب و مناسب برای توسعه همه جانبه وپایدار جامعه می باشد.
از جمله جريان هاي مهم فكري كه دو سه دهه اخير در فرانسه پايه گذاري شد و تأثير به سزايي بويژه بر ماركسيسم راست كيش گذاشت، ماركسيسم ساختارگرا بود. پايه گذار اين جريان را لويي آلتوسر فرانسوي دانسته اند. اين جريان مي كوشيد تا با استناد به تحولات زبان شناسي ساختگرا و نيز روانكاوي كلاني به تبيين جديدتري از مسائل بنيادين ماركس دست يابد.