X
تبلیغات
علوم اجتماعی

علوم اجتماعی
 
اين وبلاگ حاوي مقالات و مطالبي در حوزه جامعه شناسی و علوم اجتماعي مي باشد
اولین دوره ی کنفرانس ملی جامعه شناسی و علوم اجتماعی برگزار می شود:


عنوان کامل کنفرانس: کنفرانس ملی جامعه شناسی و علوم اجتماعی

دوره ی برگزاری: اولین دوره ی برگزاری

برگزار کننده: موسسه نارکیش

 نام و نام خانوادگی مدیرعلمی کنفرانس: جناب آقای دکتر فرهنگ ارشاد

 آدرس سایت کنفرانس: www.socioconf.com

آدرس و پست الکترونیکی مسئول کنفرانس: info@socioconf.com
تلفن:6- 88556492-021                

فکس:88719960-021   

 آخرین مهلت ارسال چکیده مقاله 15 اردیبهشت 93

آخرین مهلت ارسال اصل مقاله 1خرداد ماه 93




نوشته شده در تاريخ 93/02/01 توسط علی بیرانوند
جهت استفاده پژوهشگران و علاقه مندان، سایت ارائه کننده آخرین  آمار  به روز شده مربوط به حوزه های مختلف جمعیت ،رسانه،محیط زیست،غذا،آب ، انرژی ،سلامت و... جهان معرفی می شود.

برای دسترسی کلیک کنید

آمار به روز جهان


نوشته شده در تاريخ 93/01/21 توسط علی بیرانوند

 

سال نو بر همه ایرانیان مبارک

به امید صلح،آزادی و رفاه برای همگان."همگان امروز ،جهان آینده دلسوزان  خود را خواهد داشت".


نوشته شده در تاريخ 93/01/01 توسط علی بیرانوند

ویژه سفر والرشتاین به ایران: امانوئل والرشتاین و پایان سرمایه‌داری

نویسنده: پرویز صداقت

      

تصویر: والرشتاین: «مدرنیته در حال فروپاشی است، مبارزه واقعی بر سر  آن است که چه  چیزی باید جایگزینش شود»
توضیح: امانوئل والرشتاین به دعوت انجمن جامعه شناسی ایران این هفته در تهران، اصفهان و شیراز بود و برنامه های سخنرانی داشت. انسان شناسی و فرهنگ، با مقالات و گزارش هایی این سفر را پوشش داد.

امانوئل والرشتاین، پایه‌گذار تحلیل‌های سیستمی ـ جهانی، در سال‌های اخیر دایماً تأکید کرده که سرمایه‌داری به پایان عمر تاریخی خود رسیده است. در این مقاله، نخست کوشش کرده‌ام عناصر و اجزای دستگاه فکری والرشتاین، یعنی تحلیل سیستمی ـ جهانی را بازگو و در ادامه چکیده‌ی استدلال او در مورد اتمام تاریخی عمر سرمایه‌داری طی چند دهه‌ی آتی را به‌اختصار تشریح می‌کنم.

والرشتاین به مکتب فکری تعلق دارد که تحلیل سیستمی ـ جهانی نامیده می‌شوند. شناخت نحوه‌ی استدلال والرشتاین مستلزم آشنایی با این سنت فکری، منابع و عناصر آن است. طی پنج قرن اخیر شاهد تکوین سرمایه‌داری، و به موازات آن جدایی فلسفه از الاهیات، پیدایی علم مدرن و جدایی آن از فلسفه، تکوین علوم اجتماعی جدید، شاخه‌شاخه شدن این علوم و در نهایت ایجاد حوزه‌های بین‌رشته‌ای و تلاش برای همگرایی شاخه‌های مختلف علمی بوده‌ایم. در تحلیل سیستمی ـ تاریخی ـ جهانی تلاش شده که هم‌نهادی از مطالعات علوم مختلف برای درک سازوکار زایش و پویش و زوال سیستم‌های تاریخی جهانی ارائه شود.

 

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 92/12/26 توسط علی بیرانوند
جهت دسترسی به بانک های اطلاعاتی،در داخل شبکه دانشگاه تهران از لينك ذيل استفاده نمایید:

بانک اطلاعات علمی 


نوشته شده در تاريخ 92/12/26 توسط علی بیرانوند
نوشته شده در تاريخ 92/10/25 توسط علی بیرانوند

نوسازی و فرایند تحول ارزش­ها در حوزه خانواده (بررسی نمونه­ای دگرگونی ارزش­های خانوادگی در شهر بوکان)

نویسندگان: محمد جواد زاهدی، عمر خضر نژاد

در این پژوهش، سعی شده که علل تغییر ارزش­ها در حوزه خانواده در شهر بوکان بررسی و مشخص شود که عومل اجتماعی مؤثر بر این ارزش ها کدامند؟

برای دسترسی به متن مقاله کلیک کنید


نوشته شده در تاريخ 92/10/03 توسط علی بیرانوند
شماره جدید مجله علمی- پژوهشی جامعه‌شناسی ایران منتشر شد.

 

برای دریافت متن کامل این شماره کلیک کنید


نوشته شده در تاريخ 92/07/09 توسط علی بیرانوند

یوسف اباذری منتقد است. برای آنانی که این متن را می‌خوانند این سوال پیش می‌آید که موضع خود اباذری چیست. او که چنین بی‌محابا نقد می‌کند خود چه موضعی دارد؟ او که لیبرال‌ها و استالینیست‌ها را به یک چوب می‌راند خود در این طیف میان راست و چپ کجا قرار می‌گیرد؟

برای دسترسی به گفتگو کلیک کنید


نوشته شده در تاريخ 92/06/22 توسط علی بیرانوند
 
 

 فرهنگ فشرده جامعه شناسی

 Concise Dictionary of Sociology
نویسنده: ریچارد شفر

مترجم: حسین شیران

دو زبانه / همراه با تلفظ واژه ها Bilingual / with pronunciation

دانلود


نوشته شده در تاريخ 92/02/27 توسط علی بیرانوند
 

شیوه رفرنس دهی در منابع علمی به روش :

apa و شیکاگو

روش هاروارد


نوشته شده در تاريخ 91/11/19 توسط علی بیرانوند
حمیدرضا حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش:

۱.واکنش حاجی بابایی به مرگ 26 دانش آموز: بروید از مسوولانش بپرسید!

۲.واکنش حاجی بابایی به کشته و مجروح شدن چندین دانش آموزان در آتش سوزی: متأسفانه آن آقا [معلم]دانش‌آموزان را به بیرون از کلاس نفرستاده چرا که تصور می‌کرده با بیرون بردن بخاری مشکل حل می‌شود. اگر دانش‌آموزان به بیرون از کلاس فرستاده می‌شدند قطعاً این مشکل پیش نمی‌آمد.

۳.حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش خطاب به دانش آموزانی که در هوای سرد حیاط مدرسه برای شرکت در مراسم هوای پاک ایستاده بودند، گفت: مواظب باشید پایتان لیز نخورد یا دچار سرماخوردگی نشوید، چرا که اینجا هر اتفاقی که برای شما بیافتد، یقه ما را می‌گیرند.

۴.حاجی‌بابایی در ادامه گفت: از الان تا قیامت بابت هر اتفاقی که در آموزش و پرورش می‌افتد عذرخواهی می‌کنم.

هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا:

مسئولیت آنچه که در لیبی رخ داد است (کشته شدن سفیر و چند آمریکایی دیگر ) را می پذیرم.

 

به نظر شما فرق بین هیلاری کلینتون و حاجی بابایی چیست؟


نوشته شده در تاريخ 91/11/06 توسط علی بیرانوند

دعا کن گندمت آرد شود!

زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آسیابان گندم او را در کنار سایر کیسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند.

زاهد گفت: «اگر گندم مرا زودتر آرد نکنی دعا می کنم خرت سنگ بشود».

آسیابان گفت: «تو که چنین مستجاب الدعوه هستی دعا کن گندمت آرد بشود.»

لالایی

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند.
پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت.
این بگو مگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه یک روز ...

پیرمرد برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل می کند ضبط صوتی را آماده کرد و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط کرد.
پیر مرد صبح از خواب بیدار شد و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش رفت و او را صدا زد، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته بود!
از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او بود !

منبع: داستانک


نوشته شده در تاريخ 91/10/23 توسط علی بیرانوند

 

مقاله بازار تن فروشی خیابانی زنان در کلانشهر تهران

پژوهشگران :سعید مدنی قهفرخی، فریبرز رئیس دانا، پیام روشنفکر

شناخت کامل بازار فعالیتهای غیرقانونی از جمله تنفروشی دشوار و در مواردی ناممکن است. در عین حال، بدون شناخت ویژگیهای بازار پدیدهای مثل تنفروشی نمیتوان سیاستهای مداخلهای برای پیشگیری، کنترل، یا کاهش آن را طراحی کرد. جامعة ‌‌آماری پژوهش زنانی هستند که در مناطق 22گانة شهر تهران تن‌‌‌فروشی میکردند. یافتههای پژوهش نشان میدهد در بازار تنفروشی تقریباً مثل هر بازار دیگری قواعد عرضه و تقاضا تأثیرگذار و تعیینکنندة بسیاری از عواملاند، اگرچه توضیحدهندة اصلیترین علتها و آثار نیستند. بررسی اجزای درآمد و نوبتهای کار روسپیان نشان داد عواملی مثل 1. هزینهها 2. سن فعلی 3. محل جلب مشتری 4. نرخ هرنوبت رابطة جنسی (عادی) 5. شمار مشتریان و 6. تجربه بر درآمد حاصل از تنفروشی آثار معناداری دارند.
یافتهها نشان میدهد الگوی غالب فعالیت روسپیگری خیابانی در ایران، کار فردی است و به معنای اقتصادی "بازار" روسپیگری در این بخش کاملاً شکل نگرفته است. پایینبودن نرخ رشد درآمدها به نسبت تورم، عدم توسعه و سازماندهی و تنوعبخشی به فعالیتها، پایینبودن قاچاق انسان (زنان خارجی) برای روسپیگری به ایران و عدم امکان و اطمینان سرمایهگذاری مانع شکلگیری بازار تنفروشی مشابه دیگر کشورها شده است. سن ورود به روسپیگری در ایران بین 16 تا 22 سال و بالاتر از معیار جهانی است. همچنین بررسی برخی عوامل بازار از جمله توزیع مکانی و زمانی فعالیت، تعداد متقاضیان، درآمد و هزینهها و دیگر موارد و مقایسة آنها با یافتههای مطالعات جهانی نشان میدهند که به لحاظ جغرافیایی بازار روسپیگری در شهر تهران در محلهای فعالیت تقریباً متمرکز و در مسیر خیابانهای اصلی شهر است و از این لحاظ با الگوهای جهانی مشابهت دارد. روزهای پرکار هفته در ایران هم مثل بیشتر تحقیقات مشابه در دیگر کشورها، روزهای پایانی هفته عنوان شده است. اما میزان تقاضا، درآمدها و هزینهها الگوی متفاوتی دارند. یافتههای این تحقیق بر فقرزدایی، بهعنوان راهبردی پایدار در کنترل آسیبهای اجتماعی و از جمله روسپیگری، تأکید دارد و غفلت از آن را تهدیدی برای شکلگیری و توسعة بازارهای غیرقانونی میداند.

برای دسترسی به متن کامل مقاله کلیک  کنید

 

مقالات مرتبط

مقاله اول: ویژگی های مشتریان تن فروشی از دیدگاه زنان تن فروش خیابانی شهر تهران

مقاله دوم: روسپیان خیابانی

مقاله سوم:توصیف و تحلیل ویژگی هاي جامعه شناختی و روان شناختی دختران و زنان روسپی

مفاله چهارم:بررسی عوامل موثر بر پدیده روسپیگری

مقاله پنجم:تأثير عوامل اقتصادي بر گرايش به ناهنجاري اجتماعي(روسپیگری)

مقاله ششم:بررسی وضعیت اقتصادی،اجتماعی و خانوادگی زنان روسپی شهر تهران

مقاله هفتم:سیاست های کیفری ایران در مورد روسپیگری


نوشته شده در تاريخ 91/10/09 توسط علی بیرانوند

نظریه قشربندی اجتماعی                                

مروری بر آراء جامعه شناسان کلاسیک ومدرن

نویسنده:علی بیرانوند- کارشناس ارشد جامعه شناسی

تقریبا در همه اجتماعات انسانی پدیده هایی چون طبقه ،نابرابری اجتماعی ،تفکیک اجتماعی وسلسله مراتب گروهها وتجمعات انسانی به چشم می خورد.جامعه شناسان این موضوعات را در قالب مفهوم قشربندی اجتماعی مورد مطالعه قرار داده وبه تحلیل وتبیین آن پرداخته اند.سه رویکردمتفاوت پیرامون قشربندی اجتماعی مطرح گردیده است.رویکرد کارکردگرایانه که ازحیث تاریخی اساساً از نظریه های بیولوژیکی گرفته شده است قشربندی اجتماعی را دارای ضرورت کارکردی دانسته و وجود آن را برای پاسخ به نیازهای اجتماعی انسان وایجاد تعادل وبقای نظام اجتماعی ضروری وحتمی می داند.در رویکرد دوم تضادگرایان معتقدند نابرابری اجتماعی وبه تبع قشربندی به کارکرد ذاتی جامعه ارتباطی نداردو وجود آن ناشی از تضاد منافع فردی وگروهی است.از این دیدگاه به دلیل همین منافع متفاوت، کشمکش وستیز طبقاتی اجتناب ناپذیر است.در رویکرد سوم تلفیق گرایان با اشاره به اینکه کشمکش و توافق دوبعدضروری نظام اجتماعی هستند می گویند هرکدام از دو رویکرد کارکردگرایی وتضادگرایی تنها بخشی از واقعیت را تبیین می کنند.آنان می کوشندبا تلفیق وترکیب برخی از وجوه این دو نظریه و توجه همزمان به ساختار وکنش درچارچوب نظام اجتماعی ،نظریه جدیدی ارائه کنند.  بی تردید دو مفهوم نابرابری و قشربندی اجتماعی مفاهیمی انفکاک ناپذیرند.از آنجا که قشربندی اجتماعی مبتنی بر نابرابری های اجتماعی است در این مقاله ابتدا برخی از نظریه های نابرابری اجتماعی وبنیان ها وعوامل موثر در پیدایش ، تداوم وتقویت آن را بررسی و سپس به بحث اصلی باز خواهیم گشت.

نابرابری اجتماعی

      اگرچه در اینکه نابرابری به موضوعهایی همچون شکاف بین پولدارها و فقرا یا تفاوت میان فرادستان[1] و فرودستان[2] توجه دارد، توافق نظر وجود دارد، با این حال نابرابری اجتماعی به طورکلی تر به تفاوت هایی میان افراد اشاره می کند، که بر نحوه ی زندگی آنها ، خاصه بر حقوق [3] ، فرصت ها [4] ، پاداشها[5]  و امتیازاتی [6] که از آن برخوردارند، تأثیر دارد. مهمترین تفاوت ها ، تفاوت هایی هستند که به معنای اجتماعی کلمه، ساختاری شده اند، تفاوت هایی که جزء لاینفک کنش متقابل[7] و مستمر افراد هستند.(گرب ، 1373 :10). نابرابری اجتماعی وضعیتی است که در چارچوب آن ، انسان ها دسترسی نابرابری به منافع با ارزش ، خدمات و موقعیت های جامعه دارند. (لهسایی زاده، 1377 :6).در منابع جدید ، نابرابری اجتماعی چنین تعریف شده است: وجود تفاوت های دائمی و منظم در قدرت خرید کالاها، خدمات و امتیازات میان گروههای معینی از مردم که شاخص آن نابرابری در دادن پاداش به کار است.(ملک، 1382: 103).جامعه شناسان در اینکه نابرابری بر چه موضوعاتی دلالت دارد با یکدیگر  همداستانند اما در این که زمینه های حقوقی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی آن دقیقاً بر چه خصوصیاتی دلالت دارد اتفاق نظر وجود ندارد و این بیشتر ناشی از این واقعیت است که تفاوت های موجد نابرابری اساساً دارای تعیین «تاریخی- مکانی » و «قومی – فرهنگی » هستند.(زاهدی ، 1382 :39).

دنباله مقاله را در ادامه مطلب بخوانید


برچسب‌ها: قشربندی اجتماعی, نابرابری اجتماعی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 91/08/02 توسط علی بیرانوند
نویسنده :علی گودرزیان

اشتباهات کوچک، فاجعه‌های بزرگ

هشدار می‌دهیم! که اندیشورانه این طرح به اصطلاح «تحول بنیادین» را پی‌گیری نمایند؛ چراکه از نمادها و نشانه‌ها پیداست که «در جبین این کشتی نور رستگاری نیست!»

 

دنباله مقاله را در ادامه مطلب بخوانید


برچسب‌ها: آموزش وپرورش

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 91/07/26 توسط علی بیرانوند
نوشته شده در تاريخ 91/07/14 توسط علی بیرانوند

 

پايگاه اقتصادي- اجتماعي و نگرش به مشاركت سياسي: مطالعه موردي: شهر خرم آباد
علي بيرانوند ، دکتر محمدجواد زاهدي

منبع: مجله جامعه شناسي   ایران، فصلنامه داراي رتبه علمي - پژوهشي (علوم انساني) سال يازدهم، شماره 2 (پياپي 30)، تابستان 1389 صص 51-73

مشاركت شرايطي را فراهم مي كند كه در آن همه شهروندان صرف نظر از تعلقات قوم مدارانه و يا علايق و اعتقادات شخصي شان متناسب با سطح مهارت و توانمندي هاي ذهني در تمام پديده هاي اجتماعي تاثيرگذار باشند. يكي از جنبه هاي مهم مشاركت، مشاركت سياسي است.
استقرار نظام دموكراتيك نيازمند زمينه هاي فرهنگي و اجتماعي مناسبي است از اين رو مطالعه علمي اين زمينه ها هم مي تواند چگونگي نيل به دموكراسي را روشن كند و هم اين كه در شناخت و معرفي الگوهاي مشاركت سياسي متناسب با نظام اجتماعي كشور كارساز باشد. كنش ها، ارتباطات و همچنين نوع و سطح مشاركت سياسي افراد در هر جامعه اي به ميزان زيادي متاثر از تفاوت هاي اقتصادي ـاجتماعي آن ها است. در اين تحقيق كوشيده ايم به اين سوال مهم پاسخ دهيم كه آيا بين متغير پايگاه اقتصادي ـاجتماعي با نوع نگرش به مشاركت سياسي رابطه معناداري وجود دارد؟ متغير وابسته در اين پژوهش، مشاركت سياسي است كه در شش سطح فعاليت حزبي و انتخاباتي، تماس با صاحب منصبان، ارسال پيام براي مسئولان، اقدام براي حل معضلات اجتماعي، كنش اعتراض آميز و كنش راي دهي مورد سنجش قرار گرفته است. متغير مستقل تحقيق، پايگاه اقتصادي ـاجتماعي است كه با سه شاخص ميزان سواد، ميزان درآمد و منزلت شغلي محاسبه شده است. جهت سنجش نگرش به مشاركت سياسي جامعه آماري پژوهش، از فن پرسش نامه به مثابه اصلي ترين ابزار گردآوري اطلاعات در تحقيقات پيمايشي استفاده شده است. جامعه آماري اين پژوهش كليه افراد 18 سال و بالاتر ساكن شهر خرم آباد است كه با استفاده از فرمول كوكران تعداد 384 نفر به عنوان نمونه تعيين شد. روش نمونه گيري اين پژوهش روش طبقه اي و خوشه اي چندمرحله اي است. نتايج اين پژوهش نشان مي دهد كه بين پايگاه اقتصادي ـاجتماعي مردم شهر خرم آباد و نگرش آنان به مشاركت سياسي رابطه معناداري وجود دارد. يافته ها نشان مي دهند پاسخ گوياني كه داراي پايگاه اقتصادي ـاجتماعي پايين هستند با مشاركت سياسي مخالفت بيشتري داشته اند.


کليدواژگان: مشاركت، مشاركت سياسي ، پايگاه اقتصادي اجتماعي، فعاليت انتخاباتي و حزبي، كنش راي دهي، كنش اعتراض آميز


نوشته شده در تاريخ 91/06/28 توسط علی بیرانوند
نوشته شده در تاريخ 91/03/04 توسط علی بیرانوند
 

دسترسی به ۸۰ مقاله از یورگن هابرماس

برای دسترسی کلیک کنید

 


نوشته شده در تاريخ 91/03/04 توسط علی بیرانوند

پرویز پیران: جامعه شناسی ایران در درک و عملیاتی کردن دیالکتیک عام و خاص ناتوان بوده است

 
جامعه شناسی ایران در درک و عملیاتی کردن دیالکتیک عام و خاص ناتوان بوده است
دکتر پیران در سال ۱۳۴۹ تحصیل در رشته جامعه‌شناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ملی (شهید بهشتی بعدی) را آغاز می‌کند و در سال ۱۳۵۳ هم فارغ التحصیل میشود. وی برای ادامه تحصیل به خارج از کشور می رود و در دانشگاه مورهدایالات متحده تحصیل می کند و با پروفسور پلی فورپ استاد معروف جرم‌شناسی آمریکا به همکاری می پردازد. همزمان با تحولات انقلاب ایران به وطن بازمی گردد. به تدریس در دانشگاه علامه طباطبایی و دانشکده‌های هنرهای زیبای دانشگاه تهران و دانشکده علوم زمین و نیز معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی می پردازد. تألیف ۳ کتاب به زبان انگلیسی که توسط سازمان ملل متحد چاپ شده را در کارنامه کاری خود ثبت می کند. تاکنون از ایشان حدود ۵۰ مقاله به زبان فارسی و ۱۰مقاله به زبان انگلیسی به چاپ رسیده است.وی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، مشاور ارشد سازمان ملل متحداز سال ۱۹۹۹ تاکنون، عضو هیأت علمی آکادمی سوئیس برای توسعه از سال ۲۰۰۳ تاکنون، عضو هیأت مشاوران علمی فصلنامه «کودکان، جوانان و محیط زیست»دانشگاه کلرادوایالات متحده آمریکاو عضو هیأت مشاوران بسیاری از مجلات داخلی همچون "رفاه اجتماعی معماری و فرهنگ" بوده  است.متن زیر حاصل گفتگوی مکتوب ما با دکتر پیران است.
1- شما برای آسیب چه تعریفی ارائه می کنید و به نظرتان آسیب های اجتماعی چه مواردی را شامل می شوند؟
آسیب اجتماعی به رفتارهایی گفته میشود که در کلی ترین معنا، هنجارهای اجتماعی را نقض می نماید. بدین دلیل فصل مشترک تمامی اینگونه رفتارها ناخوشایندی عام نزد افراد جامعهای مفروض و در مورد آسیبهای اجتماعی مشترک ناخوشایندی جهانی در اکثریت افراد اکثریت جوامع است. حال چنانچه جامعهای خاص برای آسیبهای اجتماعی معینی تنبیه یا قانونی وضع کرده باشد؛ آسیب اجتماعی، جرم نیز تلقی می شود.پس علاوه بر نقض هنجارهای مورد توافق جامعه ممکن است برخی از آسیبها جرم یا نقض قوانین آن جامعه مفروض نیز باشند. بدیهی است که بسیاری بنیاد هنجارسازی جامعه را می توانند مورد پرسش قرار دهند، مثلاً قدرت، سنت و نظایر آنها در شکل دهی به هنجارها نقش دارند. در مواردی برخی از هنجارها نظم موجود که میتواند غیرعادلانه نیز باشد را تثبیت کرده، تداوم می بخشند. به همین دلیل عمل انقلابی ممکن است تا مدتها کجروی تلقی شود.
2- وضعیت آسیبهای اجتماعی در ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟اصولاً معتقد به وجود آسیب های چند لایه هستید یا خیر؟
آسیبهای اجتماعی به دلیل صدمهای که به وجدان جمعی وارد میآورند، توجه عمومی را برمی انگیزانند. لذا جنبه بزرگنمایی آنها را نیز نباید از یاد برد.لیکن در حال حاضر به دلیل بحران اقتصادی، جابجایی جمعیتشناختی صورت گرفته در بیست و یا ده سال گذشته و به دلیل جوانی جمعیت که معمولاً دورانی بحرانی و در حال گذار تلقی می شود، اعتقاد نگارنده برای نزدیک شدن برخی آسیبها به بحران می باشد. البته بحران، شرایطی ارزش محور است و لذا مشروط کنندههای بسیاری با آن درگیر و همراهاند. معمولاً افزایش مداوم نرخ آسیبهای اجتماعی و مقایسه این نرخ با دورههای زمانی قبلی مهمترین ملاک جدی شدن آسیبهای اجتماعی از یکسو و شدت صدمه برخی آسیبها به وجدان جمعی از سوی دیگر موضوع بحرانی بودن یا نبودن را مطرح می کند. اگر منظوراز آسیبهای چند لایه رابطه علت و معلولی همزمان بین آسیبهاست(مثلاً: اعتیاد، دزدی، طلاق و شیوع آسیب) بله، من معتقد هستم. ولی در مرحله اول باید منظور از لایه تعریف شود چون حداقل سه برداشت از چند لایه وجود دارد که یکی همان رابطه علی و دیگری مسأله در کنشهای زنجیرهای است.
3- آیا جامعه شناسی ایران را در تعریف و یا رویکرد به آسیبهای اجتماعی موفق ارزیابی می کنید ؟ اگر نه مشکل را در کجا می دانید ؟
خیر. مهمترین دلیل از سوی جامعه شناسی، ناتوانی این رشته در درک و عملیاتی کردن دیالکتیک عام و خاص می باشد.یعنی مرور منابع جهانی- بررسی شرایط تاریخی و اکنونی خاص و سپس معرفی روایتهای این مکانی که مبنای شناخت و سپس برنامهریزی و اجراست. از سوی شرایط جامعهای قطع ارتباط تصمیم گیری مدیریت و دانش اجتماعی است. این ناتوانی در بسیاری از زمینه ها مشهود است که مهمترین اثر مخرب آن کاهش سطح دانشی رشته جامعه شناسی و رشته های مشابه است.
1-   آیا دولت و یا حکومت در فهم مشکلات و مسائل اجتماعی موفق بوده است؟ آیا اهمیت وضعیت آنومیک و یا ساختارهای آسیبزا را درک میکند ؟
به هیچ وجه، زیرا دولت از وجود افراد توانمند واجد صلاحیت رنج می برد و متولیان سازمانهای مسئول مسائل اجتماعی قادر به درک عمق، گستره و آثار منفی آسیب نیستند.
2-   تحلیل نهایی شما از آسیب های اجتماعی ایران و راهکارها جهت کنترل و یا کاهش آسیب ها چیست ؟
به نظر من: 1- با توجه به مشکلاتی که سرمایه اجتماعی عام و در اثر آن قدرت گرفتن سرمایه اجتماعی گروهی و قومی و خاص که به زیانهای سرمایه اجتماعی معروف است، 2) گستردگی و تنوع آسیبها 3) تحولات سرزمینی و به ویژه تمرکز بسیار جدی جمعیت بر فضای جغرافیایی«25% جمعیت در محوری کمتر از صد کیلومتر» و 4) و 5) و 6)...، تنها راه، پذیرش حق شهروندی افراد به طور واقعی و لذا شکل دهی به جنبشهای اجتماعی مشارکت محور درون سیستمی برای جلوگیری از پیدایش آسیبها و حداقل تخفیف آنها از طریق عمل هماهنگ جمعی است.
تا چه پیش آید...
 
 

نوشته شده در تاريخ 91/02/25 توسط علی بیرانوند

ويژگيهاي مقدمه

در مقدمه پس از عنوان كردن كليات موضوع مورد بحث، ابتدا خلاصه‏‌اي از تاريخچة موضوع و كارهاي انجام شده به همراه ويژگي‏‌هاي آن كارها بيان مي‏‌شود. در ادامه، تلاشي كه درمقاله و درتبيين كار انجام شده براي رفع كاستي‏‌هاي موجود، گشودن گره ها يا حركت به سمت يافته‏‌هاي نو صورت گرفته است در يك يا دو پاراگراف توضيح داده مي‏‌شود.  

 برای دیدن دنباله متن بر روی ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 89/02/10 توسط علی بیرانوند

 

دراین بخش سعی خواهم نمود برخی از مقالات مفید ومرتبط با موضوع وبلاگ را معرفی کنم: 

نظريه سيستمهاى لومان به مثابه نظريه‏اى در باب مدرنيته /نوشته هارولر مولر/ترجمه مراد فرهادپور

 بنيانهاى كلاسيك در پارادايمهاى جامعه‏شناسى خرد /نوشته اچ. جى. هله /ترجمه مريم رفعت‏جاه

 نيكلاس لومان و نظريه نظامهاى اجتماعى /نوشته پل هريسون /ترجمه يوسف اباذرى

 درآمدی روش شناسانه بر تبیین کارکردی درجامعه شناسی دورکیم/محمدتقی موحد ابطحی

دلفای کیفی ابزار پژوهش در علوم اجتماعی/باقر ساروخانی

مفهوم پیچیده طبقه اجتماعی درجامعه پیچیده ایران/پرویز پیران

 تحلیلی از اندیشه پیر بوردیو درباره فضای منازعه آمیز اجتماعی و نقش جامعه شناسی/غلام عباس توسلی

 كاركردهاي تضاد در نظريه لوئيس كوزر/نوشته جاناتان ترنر/ترجمه شورش اك

 پارادایم وجامعه شناسی/تقی آزاد ارمکی

كلانشهر و حيات ذهني /نویسنده گئورگ زيمل/ترجمه يوسف اباذري

جایگاه نظریه هربرت بلومر در جامعه شناسی معرفت/ دکتر ابوالحسن تنهایی

یادمان رابرت کینگ مرتن/دکتر محمد عبدالهی

 جامعه‏شناسى آگاهى : هوسرل ، شوتس ، گارفينكل /نوشته رندل كالينز


نوشته شده در تاريخ 88/12/22 توسط علی بیرانوند

  اندیشه دوتوکویل ؛ رهایی بخشی ایمان مذهبی درجامعه مدرن *

نویسنده: حمیدرضا جلائی پور

اندیشه های آلکسی دوتوکویل درباره جامعه فرانسه وآمریکای قرن نوزدهم یکی ازمنابع جدی برای فهم جامعه جدیداست.جامعه شناس برجسته ای چون ریمون آرون ،توکویل راازبنیانگذاران علم جامعه شناسی دانسته و شان اصلی این علم رافهم روندهای شکل دهنده جامعه جدیدمی داند.(آرون:1370).ریمون بودن،ازدیگر جامعه شناسان صاحب نفوذمعاصرنیزمعتقداست روندهایی که توکویل درصدوهفتادسال پیش تشخیص داده هنوزازروندهای جدی جامعه کنونی ماست.(بودن : ۱۳۸۳).این نوشته باطرح اندیشه توکویل سه هدف رادنبال می کند.اول،شکل گیری "قدرت اجتماعی"درجامعه جدیدرابه عنوان یکی ازروندهای اساسی که توکویل تشخیص داده است،توضیح می دهد.دوم،در جامعه جدیدبه چه شکل هایی این قدرت اجتماعی اعمال می شود.سوم داروی شفابخشی راکه توکویل برای مهارپیامدهای نامطلوب قدرت اجتماعی برمی شمردبرجسته می کند.

خطر درجامعه مدرن

جامعه جدیدچگونه جامعه ای است؟برای فهم جامعه جدیددراندیشه توکویل بایدنظریه کلان اوراموردتوجه قراردهیم.اگرنظریه کلان آگوست کنت،کارل مارکس وامیل دورکیم به ترتیب نامشان جامعه صنعتی،جامعه سرمایه داری،جامعه ارگانیکی است نام نظریه توکویل"جامعه دموکراتیکی "است.جامعه دموکراتیک (یابقول جامعه شناسان متاخر مدرنیته)جامعه ای است که خصیصه اصلی اش میل به"برابرشدن شرایط اجتماعی" است.درجامعه مذکورتمایزات ناشی ازخانواده،قومیت،نژاد،مذهب وطبقه رسمیت ندارد و اغلب اعضای جامعه میل به برابرشدن دارند.منظورتوکویل ازمیل به برابری به معنای برابری فکری وبرابری اقتصادی نیست.زیراچنین برابری ای نه ممکن ونه مطلوب است بلکه منظوراوبرابری اجتماعی است.یعنی پایه های نظری وعملی تفاوت های موروثی به تدریج سست می شودوهمه مشاغل،ومناصب وافتخارات درجامعه می توانددردسترس همگان باشدوتعدادکثیری ازاکثریت جامعه شرایط زندگی شان به هم نزدیک شود.هدف این جامعه همچون جوامع پیشامدرن کسب افتخاروعظمت نیست بلکه رفاه وآرامش بیشتربرای اعضای جامعه است.توکویل پس از سفرش به آمریکا درمقام تعیین مصداق چنین جامعه ای رادرمیان بورژواپیوریتن های مسیحی این کشورمشاهده کرد.البته اومداح ومبلغ جامعه دموکراتیکی آمریکایی نیست.بدین معناکه نه با دموکراسی انتظاردگرگون کردن همه سرنوشت بشرراداردونه همچون متفکران محافظه کارفرانسه چون ادموندبرک(97-1729)اساس این جامعه رادرحال تجزیه وتلاشی می بیند.دموکراسی برای اوازیک طرف خصیصه بنیادی جامعه جدیداست وبرای تعدادزیادی ازآدمیان رفاه راتسهیل می کندوازطرف دیگراین رفاه هیچ گونه درخشش وعظمتی درخودنداردحتی این جامعه بامخاطرات سیاسی – اجتماعی جدی روبه رواست.چراجامعه دموکراتیک جامعه خطرناکی هست؟درنگاه اول جامعه دموکراتیک جامعه خطرناکی به نظرنمی رسد.زیرارژیم سیاسی متناسب بااین جامعه رژیم آزادمنش است.بدین معناکه شهروندان جامعه همه باهم برابرندوهیچ فردی برفرددیگری از حق ویژه برخوردار نیست.اداره چنین جامعه ای نمایندگان مردم طبق سازوکارهای دموکراسی پارلمانی منتخب موقت مردم هستندوفرمان حکومت رابه دست می گیرند.ظاهراً حکومت دموکراتیک مذکوربایدحافظ حقوق شهروندان باشدومدیریت حل معضلات جامعه رابرعهده بگیرد.توکویل کم وبیش حضورچنین رژیم دموکراتیک آزادمنشی رادرجامعه آمریکا تصدیق می کند.اماعلیرغم پیروزی انقلاب شکوهمندوآزادیخواهانه(1879)مردم فرانسه به جای شکل گیری رژیم آزادمنش ودموکراتیک شاهدشکل گیری رژیم استبدادی دموکراتیک دراین کشوراست،یعنی رژیمی که به نام اکثریت مردم به شهروندان اعمال قدرت می کندوبه جای مردم سالاری مردم سواری می کند.ازاین روجامعه فرانسه برخلاف جامعه آمریکا آن زمان جامعه خطرناکی است وازچاله استبدادسیاسی رژیم پیش ازانقلاب به چاه استبدادجمعی واجتماعی پس ازانقلاب افتاده است.

برای دیدن دنباله مقاله بر روی ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/09/22 توسط علی بیرانوند

*این مقاله در صفحه اندیشه روزنامه اعتماد مورخ ۲۴/۸/۸۸ منتشر شده است.

نگاهي به جامعه شناسي صوري زيمل

چارچوبي به نام زند گي

نویسنده : علي بيرانوند

گئورگ زيمل (1918-1858) يک جامعه شناس نظريه پرداز تا حدي غيرمتعارف بود. (فريزبي و ديگران به نقل از ريتزر، 1384؛ 38) اين غيرمتعارف بودن در ديدگاه هاي متفاوت صاحب نظران نسبت به او متجلي است. براي مثال او را غريبه و بيگانه يي در حوزه جامعه شناسي دانسته اند (کوزر)، از او و تاثيرش در نظريه جامعه شناختي امريکا به نيکي ياد کرده اند (ريتزر)، جايگاه زيمل را در ميان بنيانگذاران برجسته جامعه شناسي بسيار کمتر از مارکس، وبر و دورکيم مي دانند (کيويستو) و مهم تر اينکه زيمل خودش را فيلسوف مي داند نه جامعه شناس.

زيمل متفکري ضدسيستمي است. خودش مي گويد «به هيچ عنوان نمي پذيرد که گستره زندگي را در يک نظام قرينه سازي شده حبس کند». او نخواسته است يا در هر حال، موفق نشده است افکارش را در يک نظام واحد متبلور کند. در آثارش نه يک مفهوم کليدي مي توان يافت که همه ابعاد واقعيت را در تفسيري کلي بيان کند، نه اصل اوليه يي که جهان را يکپارچه توجيه کند، نه فلسفه تاريخي به سبک هگل يا مارکس که گذشته، حال و آينده را پوشش دهد.(واندنبرگ، 1386؛ 15)

او مکتبي فکري ايجاد نکرد که نسل هاي بعدي جامعه شناسان بتوانند به ارث برند. بنابراين هيچ جامعه شناسي زيملي همان گونه که يک جامعه شناسي مارکسيستي، جامعه شناسي وبري و جامعه شناسي دورکيمي وجود دارد به وجود نيامده است. (کيويستو، 1384؛ 170)

جايگاه زيمل جايگاهي ايهامي است، به اين معني که از نظر يک حوزه علمي و دانشگاهي خاص نقشي حاشيه يي دارد و در همان حال در يک حوزه فکري ديگر، نقشي محوري و کانوني به خود اختصاص داده است. در اين برداشتي که از جايگاه و از کارهاي وي مي شود عوامل زيادي دخيل است که روش التقاط گرايانه و آميزه گري زيمل بي شک از جمله اين عوامل به شمار مي رود. گستره کارهاي زيمل از تاريخ نگاري شروع شده و جامعه شناسي، روانشناسي و زيباشناسي را نيز در بر مي گيرد.(استونز، 1383؛ 111)

با وجود اين مفسران زيمل از اين واقعيت آگاهي دارند که زير اين پاره ها و تکه هاي زندگي اجتماعي و معاصر که او آن را بررسي کرده است چارچوب نظري روشن و منسجمي وجود دارد. (واندنبرگ، 1386؛ 5)

جامعه شناسي صوري

جامعه شناسي صوري زيمل را مثل بخش هاي ديگر تفکرش مي توان چونان ترکيب اصيلي از نئوکانتيسم (تضاد صورت ها و محتواها) و ويتاليسم (کنش متقابل) دانست. (همان؛ 51)نئوکانتيسم صورتي از فلسفه پست هگلي و پست متافيزيکي است که از کانت الهام مي گيرد- و ترجيع بند آن اين است؛ «پس بايد به کانت بازگشت،» نئوکانتيسم ضمن مخالفت با آرمانگرايي هاي فلسفي فيخته، شلينگ و هگل (آرمانگرايي مطلق)، معتقد است فلسفه مي تواند و بايد يک علم دقيق شود... نئوکانتي ها ضمن وفادار ماندن به روح متون کانت اما با تجديدنظر در مفاد آن سعي مي کنند تحليل مقولات ادراک را جانشين هستي شناسي (فلسفي) کنند. (همان؛29)

از نظر متدولوژي زيمل در بررسي مقولات اجتماعي تقليل گرا، جزيي نگر و علاقه مند به مطالعه روابط جامعه شناختي روزمره افراد است. وي کوشيده است با توجه به صورت کنش هاي اجتماعي متداول بين انسان ها به محتوا و چگونگي شکل گيري بروز چنين کنش هايي پي ببرد.

زيمل اساساً شناخت کنش متقابل ميان آدم ها را يکي از وظايف عمده جامعه شناسي مي دانست. اما بدون نوعي ابزار مفهومي، بررسي انواع گوناگون کنش هاي متقابل در زندگي اجتماعي، امکان ناپذير بود. از همين جاست که صورت هاي کنش متقابل و گونه هاي کنشگران متقابل پديد مي آيند. زيمل احساس مي کرد مي تواند شمار محدودي از صورت هاي کنش متقابل را متمايز کند که در انوع گوناگون زمينه هاي اجتماعي يافت مي شوند. کسي که به چنين صورت هاي محدودي مجهز باشد مي تواند انواع گوناگون زمينه هاي کنش متقابل را تحليل کند و بازشناسد. (ريتزر، 1384؛ 39)

انجام چنين پروژه يي مستلزم آن است که از يک طرف بين غرايز، علايق، گرايش ها و نيز اهداف و آرمان هايي که به وسيله افراد بروز داده شده و آشکار مي شود، يعني معنا و ساختمايه جامعه پذيري، تفکيک قائل شده و آنان را بازشناسيم و از طرف ديگر بايد به بازشناخت و فرق گذاري بين صورت ها، که افراد براي درک معنايي درون آن اجتماعي مي شوند، بپردازيم (استونز، 1383؛117)

معناها، عادات و گرايش ها مانند گرسنگي، عشق، کار، دين و کشش به مردم آميزي في الذاته جنبه اجتماعي ندارد. اينها در جامعه هستند زيرا در درون افراد يافت مي شوند و در اين معني شرايطي را براي تمام روندهاي جامعه پذيري فراهم مي آورند. اما همه اين موارد تنها از طريق صورت هاي مختلف کنشً دو سويه اجتماعي مي شوند، کنش دوسويه يي که از طريق آن و در درون آن افراد با يکديگر معاشرت کرده و بر يکديگر تاثير مي گذارند. (استونز، 1383؛ 118)

از نظر زيمل صورت هاي اجتماعي قالب مادي يا نمود عيني محتواها هستند. به عبارت بهتر صورت هاي اجتماعي شکل عامي از کنش هاي اجتماعي اند که به هيچ روي يگانه نيستند. به عقيده وي صورت هاي اجتماعي يکسان اين خاصيت را دارند که محتواهاي متفاوت را شامل شوند. بنابراين پديده يي انساني چون رقابت که نوعي تعامل اجتماعي است مي تواند در کلاس درس دانش آموزان دبيرستان براي کسب نمره بهتر و دستيابي به رتبه ممتاز درس جامعه شناسي يا مسابقات تسليحاتي بين کشورها شکل گيرد. بر اين اساس آنچه در اينجا مدنظر قرار مي گيرد خود کنش رقابت است نه محتواي آن. لوين اين صور را به چهار دسته کلي تقسيم مي کند.

1- روابط يا فرآيندهاي تعامل، مانند رابطه فرمانبري و فرماندهي يا فرآيند تضاد

2- نقش - موقعيت ها مانند غريبه،ولخرج، خسيس و فقير

3- جمعيت ها نظير اجتماع سري

4- الگوهاي توسعه يي همچون انکشاف گروهي و توسعه فرديت. (لوين، دونالد، 1381؛ 86)

در نگاه زيمل صورت هاي جامعه زيستي ترکيب شکننده يي از گرايش هاي متضاد است. روابط جامعه شناختي اساساً ترکيبي از دوگانگي اند؛ فرآيندهاي اتحاد، هماهنگي و همکاري به منزله نيروهاي جامعه پذيري هستند که بايد در معرض جدايي، رقابت و انزجار قرار گيرند تا پيکربندي واقعي جامعه شکل بگيرد؛ صورت هاي بزرگ سازمان که جامعه را مي سازند يا به نظر مي رسند مي سازند بايد دائماً از سوي نيروهاي فردگرايانه و بي نظم متحمل آشفتگي، ناپايداري و فرسايش شوند تا با عقب نشيني و با ايستادگي، نيروي حياتي لازم براي واکنش و رشد را کسب کنند... براي بازسازي سيستماتيک جامعه شناسي صورت هاي اجتماعي زيمل (به عنوان مثال جامعه شناسي مد، تعارض، تبعيت، تقسيم کار و...) لازم است فهرستي از روابط قطبي شده (تمايز - تقليد، تعارض - يگانگي، مقاومت - تبعيت، افتراق- توسعه، فاصله گرفتن- نزديک شدن...) تهيه کرد و نشان داد جستارهاي جامعه شناسي صوري زيمل کاربرد ترکيبي اصل دوگانگي است. (واندنبرگ، 1386؛ 39)

صورت و معنا در همه جا مفاهيم نسبي و از مقولات شناختي هستند که براي پرداختن به پديده ها و سامان بخشيدن به آنان به شکلي عقلاني به وجود آمده اند. از اين رو ويژگي که از بالا مورد مشاهده قرار گرفته و در رابطه يي به عنوان صورت درک شده در رابطه يي ديگر، چنانچه از پايين به آن نگاه شود، بايد به عنوان معنا توصيف شود. (استونز، 1383؛ 117)

 

منابع؛-----------------------------

1- استونز، راب، 1383، متفکران بزرگ جامعه شناسي، ترجمه مهرداد ميردامادي، تهران؛ نشر مرکز

2- ريتزر، جرج، 1384، نظريه جامعه شناسي در دوران معاصر، ترجمه محسن ثلاثي، تهران؛ انتشارات علمي

3- کوزر، لوئيس، 1382، زندگي و انديشه بزرگان جامعه شناسي، ترجمه محسن ثلاثي، تهران؛ انتشارات علمي

4- کيويستو، پيتر، 1384، انديشه هاي بنيادي در جامعه شناسي، ترجمه منوچهر صبوري، تهران؛ نشر ني

5- لوين، دونالد، 1381، آينده بنيانگذاران جامعه شناسي، ترجمه غلامعباس توسلي، تهران؛ نشر قومس

6- واندنبرگ، فردريک، 1386، جامعه شناسي جرج زيمل، ترجمه عبدالحسين نيک گهر، تهران؛ نشر توتيا

 


نوشته شده در تاريخ 88/09/13 توسط علی بیرانوند
نقش زنان در جامعه سوئد

نویسنده: محسن نجات حسيني

کشور سوئد در اوايل قرن بيستم در زمره فقيرترين کشورهاي اروپايي بوده است. اکنون بر اساس آمار بين المللي و ارزيابي سازمان هاي بي طرف، يکي از پيشرفته ترين کشورهاي صنعتي جهان بوده و مردم آن از بالاترين سطح رفاه زندگي برخوردارند. اين دگرگوني نتيجه مبارزات درازمدت جنبش کارگري و سنديکايي و نيز سياستگذاري سوسيال دموکراسي در اين کشور است. اين نيروها توانسته اند آزادي، برابري و عدالت اجتماعي را در اين کشور نهادينه کرده و راه رشد و پيشرفت جامعه را هموار کنند.
هدف از اين نوشته نگاهي دروني به روابط و مناسبات جاري در سوئد و شناخت عواملي است که آن جامعه را به سوي پيشرفت سوق داده است.


حضور زنان در همه سطوح جامعه سوئد و وجود آزادي هاي اجتماعي بسيار گسترده، موقعيت تازه يي به زنان در جامعه داده است. استفاده ابزاري از زنان براي عشرت و خوشگذراني مردان تا حد زيادي از ميان رفته است. در شرايط کنوني جامعه سوئد، مرد يا زن، دوست يا شريک زندگي خود را آزادانه و با اراده خود انتخاب مي کند. در اين گزينش هيچ يک بر ديگري برتري ندارد. حضور آزادانه زنان در بازار کار نيز زنان را از وابستگي معيشتي به مردان رها کرده است و استقلال شخصي به آنها بخشيده است. نتيجه چنين موقعيتي اين است که زنان براي جلب رضايت مردان نيازي به آرايش هاي آنچناني و پوشش هاي عجيب و غريب ندارند. دوست يابي يا پيدا کردن شريک زندگي مسير طبيعي خود را در راستاي زندگي روزمره طي مي کند. در محافل شغلي، از جمله در مراکز آموزشي، بهداشتي و درماني، پوشش و آرايش زنان بسيار ساده و يکنواخت است به گونه يي که آنها را از مردان حاضر در آن محيط چندان متمايز نمي کند. در محيط بيمارستان ها زنان غالباً شلوار و پيراهن هاي بلند و هم شکل به تن دارند. ساده زيستي زنان در محيط شغلي از يک سو و فارغ بودن مردان از عقده ها و کمبودهاي جنسي از سوي ديگر، همزيستي و همکاري زنان را در سطح جامعه و به ويژه در محيط کار، خالي از هرگونه تشنج روحي يا اذيت و آزار جنسي مي کند.

برای دیدن دنباله مقاله بر ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/09/09 توسط علی بیرانوند

اعتماد زيربناي كنش اجتماعي

نویسنده:علی بیرانوند

اعتماد مفهومی انتزاعی است با این حال یکی از کاربردی ترین و عام ترین پدیده های اجتماعی نیز هست که بشر در همه زمانها روابط ، تعاملات اجتماعی وکنش های خود را مبتنی بر آن نظم داده است.

اعتماد توقع و انتظار واکنش مناسب و مطلوبی است که در چارچوب خصوصیات شخصيتی، عرفي، هنجاري و ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه صورت گیرد. به عبارت دیگر اعتماد مکانیسمی است که از طریق آن شكل گيري وتداوم تعاملات رسمی و غیر رسمی ممكن مي گردد.

روان شناسان اجتماعی با نگاهی تقلیل گرایانه به اعتماد آن را مفهومی می دانند که باید در سطح فردي سنجیده شود. بنابراین دیدگاه فرد محور تعاملات اجتماعی است در نتیجه از این منظر اعتماد خصوصیتی شخصی است. در حوزه جامعه شناسی اعتماد به عنوان ویژگی نظام اجتماعی و مبتنی بر خصوصیات و ویژگی های برآمده از ساختارهای اجتماعی درنظرگرفته مي شود.

اعتماد در سه سطح زندگی اجتماعی شامل خرد، میانه و کلان قابل تشخیص است. در سطح خرد اعتماد از خود شروع و به گروه های کوچک اجتماعی ختم می شود.

اعتماد به خود از بدو تولد در انسان شکل گرفته و کنش های فرد را در طول زندگی متأثر می سازد.اما اعتماد در گروه های کوچک بین شخصی است و بر انتظار واکنش مناسب بین یکایک افراد جامعه دلالت دارد.این نوع اعتماد که عامل شکل گیری و تداوم روابط و تعاملات بین تک تک افراد جامعه به شمار می آید بر توقع واکنش مورد رضایت متقابل افراد بنا شده است.

سطح روابط متقابل بین یک گروه دو نفري پیوند اساسی با میزان اعتماد بین آنها دارد. از این رو اگر بین دو عضو جامعه اعتماد بالایی وجود داشته باشد تعاملات بین شان گسترده تر و صمیمی تر خواهد بود. هرچه بر تعداد اعضای گروه دو نفري افزوده شود به همان میزان سطح اعتماد بین آنها نیز تفاوت خواهد کرد. چنانکه در جریان تعامل دو نفري شیوه انتقال و دریافت عواطف ، اعتقادات و حتی شکل و چگونگی بیان آن با شیوه ای که در گروههای چند نفری به کار گرفته می شود متفاوت خواهد بود. در گروه دو عضوی روابط و تعاملات بین آنها مبتنی بر ویژگی های خصوصی و منحصر به فرد اعضا بوده و کنش ها، اعتقادات و عواطف آنها تأثیر بسزایی بر شکل گیری و تداوم این تعاملات خواهد داشت. در حالیکه در گروه های با اعضای بیش از دو نفر این تعاملات مبتنی بر ویژگی های گروهی اعضا بوده و ترکیب ویژگیهای فردی اعضا و چگونگی رویارویی مجموعه افراد با کنش ها، اعتقادات و عواطف یکایک اعضای گروه، شکل جدیدی از تعامل آنها را به نمایش گذاشته و واکنش جمعی یا فردی افراد عضو گروه را سامان خواهد داد.

روابط دوسویه در گروههای کوچک نیز بر پایه ویژگی هایی شخصی و منحصر به فردی چون مشخصات ظاهری، خلقی ، اعتقادی و مانند آن مبتنی است. این ویژگی ها سطح اعتماد بین آنان را تعیین می کند.

در سطح میانه، اعتماد بین گروهی است. اعتماد موجود بین گروههای قومی ،نژادی ،مذهبی و قبایل و طوایف یا اعتماد گروهها به یک نهاد یا سازمان دولتی یا غیر دولتی و برعکس دیده می شود.

در این سطح از اعتماد الگوهای کنش اجتماعی که یا در اثر گذر زمان و رشد تمدنی در قالب سنت ها و هنجارهای اجتماعی شکل گرفته اند و یا قوانین موضوعه چارچوب آن را مشخص نموده است به عنوان مبنای اعتماد عمومی در نظر گرفته می شود.

و بالاخره در سطح کلان اعتماد همه جانبه و عامی بین جامعه و حکومت مد نظر است. اعتماد در سطح کلان مبتنی ساختارهای فرهنگی و اجتماعی است که در بستر تاریخ به وجود آمده و به طور کلی تجربیات تاریخی، آموزه های فرهنگی و اجتماعی، تعاملات یا تخاصمات ملی و بین المللی و حتی عناصر محیطی و ژئوگرافیکی در شکل گیری و میزان آن سهیم اند.

اعتماد مقوله ای فرآیندی و چند مرحله است. از آنجا که اعتماد بنیان کنش اجتماعی است به مرور زمان و به دشواری شکل می گیرد حال آنکه سلب اعتماد دفعی و لحظه ای است. اهمیت پیامدهای بی اعتمادی به ترتیب از سطح خرد به سطح کلان افزوده می شود به نحوی که اگر در سطح روابط شخصی بین افراد بی اعتمادی رخ دهد وفاداری بین آنان تقلیل یافته و در نهایت موجب تعارض بین دو یا چند نفر محدود خواهد شد. این بی اعتمادی در سطح میانی اهمیت بیشتری می یابد. به طوری که احتمالاً موجب تعارض بین گروهی شده که جنبه محلی و منطقه ای داشته ولي در کوتاه مدت عمومیت نخواهد یافت. سلب اعتماد در سطح کلان شایان بیشترین درجه اهمیت است. به طوری که در کوتاه مدت موجب به وجود آمدن گسست های عمیق سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی خواهد شد. در این صورت است که حکومت و جامعه درصدد تضعیف یکدیگر برمی آیند و در نتیجه چنین تعارضات دو جانبه ای،جامعه از حاکمیت مشروعیت زدایی کرده و بنابراین حکومت برای حفظ قدرت خود به شیوه های توتالیتریستی روی می آورد. دراين شرايط کشور ابتدا با بحران سیاسی و سپس با بحران های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی مواجه می شود.

 

 مطلب مرتبط

رابطه اعتماد اجتماعی و رواج صورتکهای اجتماعی  


نوشته شده در تاريخ 88/08/19 توسط علی بیرانوند
نظریه‌های‌ فرهنگی‌ در فمینیسم‌
 
نویسنده : دکترحسین بشیریه

ظهور موج‌ دوم‌ فمینیسم‌ در دهه‌ ۱۹۷۰ چشم‌انداز تازه‌ای‌ در مطالعات‌ فرهنگی‌ گشود. اما فمینیسم‌ خود جنبش‌ یکپارچه‌ و ساده‌ای‌ نیست‌ بلکه‌ انواع‌ گوناگونی‌ داشته‌ است‌. برخی‌ از سه‌ نوع‌ اصلی‌ فمینیسم‌ سخن‌ گفته‌اند: لیبرال‌، رادیکال‌، مارکسیستی‌ یا سوسیالیستی‌. موج‌ دوم‌ فمینیسم‌به‌ طور کلی‌ در نقد چگونگی‌ بازنمایی‌ زنان‌ در فرهنگ‌ عمومی‌ و رسانه‌های‌ جمعی‌ به‌ شیوه‌ای‌ جنسی‌، ناعادلانه‌ واستثماری‌ پدید آمد. هر یک‌ از انواع‌ فمینیسم‌ به‌ شیوه‌ خاصی‌ به‌ مسأله‌ انقیاد زنان‌ می‌نگرد و علت‌ها و راه‌حل‌های‌مختلفی‌ برای‌ آن‌ در نظر می‌گیرد.
فمینیسم‌ لیبرال‌ مشکل‌ اصلی‌ را در وضع‌ استخدامی‌ و نابرابری‌ اقتصادی‌ زنان‌ وفرصت‌های‌ نابرابر از لحاظ جنسی‌ می‌جوید و راه‌ حل‌ را در ایجاد برابری‌ در حد امکان‌ می‌داند. به‌ نظر لیبرالها تسلط مردان‌ بر زنان‌ در قانون‌ نهادینه‌ شده‌ و موجب‌ اخراج‌ زنان‌ از حوزه‌های‌ مهمی‌ از حیات‌ اجتماعی‌ گشته‌ است‌. بنابراین‌فمینیسم‌ لیبرال‌ از آرمان‌ برابری‌ میان‌ زن‌ و مرد دفاع‌ می‌کند. به‌ ویژه‌ فمینیسم‌ آمریکایی‌ و انگلیسی‌ گرایش‌ لیبرالی‌ دارد. اما به‌ نظر فمینیست‌های‌ رادیکال‌ انقیاد زنان‌، نتیجه‌ نظام‌ پدرسالاری‌ است‌. رادیکال‌ها بر عکس‌ لیبرال‌ها که‌ بر برابری‌تاکید می‌گذارند، تفاوت‌ اساسی‌ در علائق‌ زنان‌ و مردان‌ را مورد تاکید قرار می‌دهند و راه‌حل‌ را در جداسازی‌ علائق‌زنان‌ از علائق‌ مردان‌ می‌دانند.

فمینیست‌های‌ مارکسیست‌، سرچشمه‌ اصلی‌ انقیاد و ستمدیدگی‌ و نابرابری‌ زنان‌ را در نظام‌ سرمایه‌ داری‌ جستجو می‌کنند. از این‌ دیدگاه‌ سلطه‌ مردان‌ بر زنان‌، یکی‌ از مظاهر نظام‌ سرمایه‌داری‌ است‌. به‌ سخن‌ دیگر سلطه‌ مردانه‌، جزیی‌نظام‌ سرمایه‌داری‌ است‌ و از این‌رو تغییر روابط سلطه‌آمیز جنسی‌ تنها با پیروزی‌ سوسیالیسم‌ ممکن‌ خواهد شد. برخی‌دیگر از نویسندگان‌ در همین‌ چارچوب‌ ستمدیدگی‌ و نابرابری‌ زنان‌ در نتیجه‌ ترکیب‌ سرمایه‌داری‌ و پدرسالاری‌ بایکدیگر می‌دانند.

 
برای دیدن دنباله مقاله بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/01/04 توسط علی بیرانوند

   کارکرد احزاب درتحقق دموکراسی

    نویسنده : علی بیرانوند

بسیاری از صاحب نظران بر وجود رابطه بین توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی پای فشرده اند لیپست    (1959) ، کلمن (1960) ، فیلیپ کاترایت (1963)، نیدلر (1968) ، سیمپسون (1964). هانتینگتون در این زمینه می گوید: بین سطح توسعه اقتصادی و وجود رژیم های دموکراتیک وابستگی شدیدی وجود دارد. اقتصاد صنعتی و مدرن و جامعه پیشرفته و بسیار پیچیده با مردم فرهیخته ای که درخود دارد برای پذیرش رژیمهای دموکراتیک بسیارآماده ترند تاکشورهایی که فاقد این خصوصیات هستند. (هانتینگتون ، 1381 : 298).با این حال وی اذعان می کند علل دموکراسی شدن در هر جا و در هر زمان کاملاً متفاوت است. با توجه به تئوری های گوناگون و با بهره گیری از تجارب مختلف می توان برای عوامل زیر اعتباری احتمالی قایل شد:

1-هیچ عامل واحدی برای تبیین و تشریح تحولات دموکراسی در تمام کشورها و یا در یک کشور واحد ، کافی نیست.

2-هیچ عامل واحدی برای تکامل دموکراسی در تمام کشورها ضرورت ندارد.

3-دموکراسی شدن در هر کشور حاصل ترکیب علت هاست.

4-ترکیب علت های ایجاد دموکراسی در هر کشور با دیگر کشورها تفاوت دارد و . . . (همان : 45).

بر این اساس می توان گفت بین توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی رابطه وجود دارد. گو آنکه به نظر   می رسد بر خلاف دیدگاه برخی از نظریه پردازان این رابطه، رابطه ای یک طرفه نیست یعنی چنین نیست که توسعه سیاسی مؤخر از توسعه اقتصادی باشد بلکه کم و بیش بین توسعه سیاسی و توسعه اقتصادی رابطه دیالکتیکی وجود دارد.این تعامل دو سویه بنابر زمان ، مکان و مقتضیات فرهنگی و اجتماعی هر جامعه ای سطحی از توسعه یافتگی سیاسی یا اقتصادی را متجلی خواهد کرد.وجه اشتراک توسعه سیاسی و توسعه اقتصادی در قالب رابطه دیالکتیکی بین آنها مقوله «توسعه » است.توسعه در ذات خود بر عقلانیت دلالت دارد. بنابراین از آنجا که توسعه اقتصادی معلول عقلانیت در تولید، تجارت و مبادلات است به نظر می رسد آنچه ضرورت بی واسطه توسعه سیاسی است عقلانیت و رویکرد عقلانی در مناسبات سیاسی باشد. از نظر تاریخی نیز چنین امری تأیید گردیده است چنانکه نخستین دولت های دموکراتیک در جوامعی شکل گرفت که عقلانیت به صورت عام  در زوایای زندگی اجتماعی شان رو به فزونی گذاشته و نهادینه شد.

فقدان زمینه های فرهنگی عقلانیت ناشی از تقدیر و تقلید بر پیدایش و تکوین روش ها و معیارهای شناخت علمی تأثیر منفی می گذارد .... و این در حالی است که تمدن و فرهنگی در جامعه ماندنی و مروج و حامی تحقق جامعه مدنی است که فضای اجتماعی ، سیاسی و فکری آن بر استدلال و منطق استوار باشد. (ازغندی ، 1385 : 82) در این صورت با حضور کم رنگ رویکردهای عقلانی در جوامع ماقبل توسعه و تحت تأثیر فرهنگ تقلید و تقدیر گرایی حاکم بر آنها مدل مناسب شرایط و مقتضیات سیاسی- اجتماعی این جوامع مدلی است که در آن توسعه سیاسی مقدم بر توسعه اقتصادی باشد. نوسازی و توسعه سیاسی به صورت بالقوه می تواند موجب شایسته سالاری و اقتدار بخشیدن به افراد متخصص ، ماهر و توانا شده و زمینه توسعه اقتصادی و اجتماعی را فراهم آورد.

امروز در بسیاری از محافل، تعداد انتخابات برگزار شده و میزان حضور رأی دهندگان را شاخص تحقق دموکراسی بر می شمارند. گذشته از شرایط و مقدمات برگزاری چنین انتخاباتی، منابع آکادمیک این شاخص ها را تنها شاخص تحقق دموکراسی نمی دانند. اگرچه برخی از اندیشمندان انتخابات آزاد را نقطه عطف و محور اصلی دموکراسی معرفی کرده اند با این حال چنین توصیفی را مشروط به برقراری زمینه ها و پیش نیازهایی دانسته اند وگرنه کنش رأی دهی شرط لازم برای تحقق دموکراسی هست اما شرط کافی نیست.

سخن گفتن از جامعه دموکراتیک هنگامی امکان پذیر است که آزادی های فردی و اجتماعی ، حقوق شهروندی، جامعه مدنی ، حوزه عمومی فعال ، مطبوعات و رسانه های آزاد و مستقل ، احزاب فعال، امکان نقد و نقادی ، چرخش نخبگانی آرام، تساهل و تسامح و دهها مورد دیگر از این دست نه تنها وجود داشته باشد بلکه مشروعیت شان از سوی هیأت حاکم به رسمیت شناخته شود.عوامل مورد اشاره از چنان جایگاهی در جامعه دموکراتیک برخوردارند که نادیده انگاشتن هرکدامشان تندیس دموکراسی را دچار نقص اساسی می کند. بررسی همه ی عناصر مؤثر در دموکراسی نیازمند مطالعات دامنه داری است. بنابراین ما در این گفتار به نقش و کارکرد احزاب در دموکراتیک شدن جامعه اشاره خواهیم کرد.

نقش و کارکرد احزاب در دموکراسی شدن

فعالیت احزاب سیاسی رابطه تنگاتنگی با مبارزات انتخاباتی دارد . احزاب برای جذب آراء  شهروندان    می کوشند با روشهای گوناگون بر اندیشه ها، نگرش ها و خواسته های آنان تأثیر بگذارند. روشن است میزان فعالیت احزاب در موفقیت شان نقش بنیادی دارد. گذشته ازنتایج ومنافعی که این گونه فعالیت ها برای احزاب دارد کارکردهای بسیاری برای آن متصور است. برخی از این کارکردها عبارتند از :

1-ترویج و ارتقاء آگاهی های سیاسی شهروندان

2-ابهام زدایی ، روشنگری و اطلاع رسانی پیرامون اهداف و برنامه های حزب یا قدرت سیاسی موجود.

3-امکان مقایسه ، تحلیل و نقد راهبردهای گروهها، جمعیت ها و هیأت حاکم.

4-فراهم نمودن امکان پیگیری خواستها و مطالبات شهروندان.

5-ترویج و نهادینه شدن فرهنگ گفتگو، مصالحه ، سازش و ائتلاف به جای نزاع، مناقشه و تخریب.

برای دیدن دنباله مقاله برروی ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 87/11/06 توسط علی بیرانوند

برخی از ما ایرانی ها عادت کرده ایم از کوتاه ترین راه به هدف مان برسیم.بدیهی است تا جایی که این کار موجب پایمال شدن حقوق دیگران نشود ایرادی ندارد.ولی متاسفانه بسیار دیده شده است که این حقوق به راحتی زیر پا گذارده می شود.چند روز پیش به طور تصادفی با سایتی(کرمانشاه پست) آشنا شدم که یکی از مطالب من را با نام شخصی دیگر منتشر کرده است.براین اساس یادداشتی به مدیر سایت نوشتم تا پیگیر اصلاح آن شوم.اما سایت مزبور هیچ امکان ارتباطی اعم از پیام،ایمیل و...نداشت.بنابراین تصمیم گرفتم متن یادداشت را در وبلاگ خودم قرار دهم تا شاید سایتی که صفت «معتبر ترین تارنما» را برای خود بکار می برد متنبه شود.متن یادداشت چنین است:

برای دیدن دنباله یادداشت برروی ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 87/10/17 توسط علی بیرانوند
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک